(قسمت سوم)
در اين مدت که از مطلب پيشين مي گذرد ، نظرات دوستان در حول محور مسائل شهر بالاخص در مورد انتخاب شهردار بسيار جالب و خواندني است.
در باب موضوع مسئوليت پذيري حرف براي گفتن زياد است هرچند که ذکر اين نکته را لازم مي دانم زمزمه هايي بگوش مي رسد مبني بر اينکه شوراي اسلامي شهر جناح بعد از مدتها بالاخره تصميم گرفت شهردار جديد را از بين شهروندان جناحي انتخاب نمايد. بحث در اين مورد را به روزهاي آينده و بعد از اعلام رسمي شورا واگذار مي نماييم. اجازه دهيد موضوع مطروحه در چند هفته اخير را در اين پست به اتمام برسانيم.
حتما دوستان خواننده بياد مي آورند چند ماه پيش و در هفته ي نام نويسي کانديده هاي شوراهاي شهر و روستا که تا روزهاي پاياني ، کسي حاضر به نام نويسي نمي شد همين هم بهانه اي شد براي بازگشت مجدد شوراهاي نازکرده دوره هاي قبل. آن وقت انتظار داريم جناب آقاي حسيني بعد از نيم قرن مجلس نشيني ، صندلي گرم و نرم مجلس را به ديگري واگذار نمايد.
ما که براي نامزدي شورا با زور و هل دادن يکديگر را مي فرستيم جلو ، ديگر توقع کناره گيري نماينده جاخوش کرده مجلس ، انتظاري بي خود است و مضحک و خنده آور است اگر انتظار داشته باشيم از جناح هم يکي کانديد مجلس شود.
در همين جناح خودمان ، شايد کمتر کسي در اين موضوع تامل نموده است که چرا در اين چند دوره ي انتخابات مجلس براي يکبار هم که شده از شهر پر جمعيت ، بافرهنگ ، باسواد و تحصيل کرده ي شهر جناح حتي يک نفر هم تاکنون نامزد نشده است.
مگر ما ادعاي فرهنگ و برتري نداريم پس چگونه است وقتي که ناکارآمدي نماينديمان را در مجلس مي بينيم نگاهمان معطوف مي شود به لنگه و گاوبندي و مي چسپيم به اين و آن و مي شويم طرفدار سينه چاکشان و برايشان از جان هم مايه مي گذاريم.
بهتر است کمي هم به خودمان بنگريم که در اين چند دهه دوران مجلس داري چه گلي به سر خود و مردم منطقه زده اييم. چرا تا کنون نتوانسته اييم يکي را در اين راه مطرح سازيم.
ما که به قول يکي از خوانندگان ، شخصيتهاي بزرگي داشته اييم اما کجايند!!؟
چرا اوني که از يک روستاي دورافتاده سالها در مسند مختلف بر ما حکمراني مي کند ، توانسته است؟ اما ما ...
جوابش ساده است. چون حمايتش مي کنند..
اما وقتي مي گوييم يکي را از اين شهر شهردار کنيد تا از اين طريق تجربه اي شود براي آينده ، مي گويند ... شهرداري که کالج و دانشگاه نيست.
نمي دانم در کجاي دنيا براي پرورش شهردار و فرماندار و نماينده مجلس و ... دانشگاه ساخته اند که ما از آن بي بهره اييم.
اگه دست رو دست بگذاريم و منتظر باشيم در اين شهر يکي خودوبخود درست شده و به يکباره همه کاره شود ادعاي بيخودي است.
مگر همين آقاي حاتمي که بقول شما در کشور نمونه است در دانشگاه و در کالج هاي معتبر شهردار سازي فارغ التحصيل شده است.
مگر غير از آن است که ايشان هم از ادارات کوچک تر شروع کرده و اکنون هم شده الگو و شهردار نمونه مورد ادعاي شما.
فرار از مسئوليت مي تواند دليلي باشد براي همه ي آنچه که در اين مباحث گذشت. عزيزان خواننده مي توانند علل عدم وجود مسئوليت پذيري در جامعه ما را عنوان نمايند اما به نظر اينجانب موارد زير تا حدودي مي تواند تقويت کننده آن باشد.
1- عدم وجود روحيه انتقاد پذيري در بين اقشار مردم
2- عدم تعامل گروههاي مختلف در تصميم گيريها
3- انتقادات و ايرادات بي مورد ، تنها در جهت زيرسوال بردن طرف مقابل.

