تبليغاتX
JANAH83

(قسمت دوم)

در ادامه مبحث پيشين و در رابطه با نظر دوستان خواننده و آنچه در نوشته ي قبلي به آن اشاره شد ، لازم مي دانم به اين نکته اشاره نمايم که در نوشته گذشته ، خداي ناکرده هدف ، بي حرمتي به روستاهاي همجوار نبوده و زيبا هم نيست استفاده از لفظ نوکر ما بودن که يکي از خوانندگان به آن اشاره کرده بود.

منظور نويسنده و بطور کلي هدف وبلاگ ، نقد و بررسي مسائل مختلفي است که در پيرامون ما و در شهر ما مي گذرد و گرنه پرداختن به روستاهاي ديگرکه در رابطه و شناخت ما نيست.

حال اگر از اداره برق و کارکنانش گله مي شود صرفا بخاطر غير بومي بودن ايشان نيست. اگر انتقادي مي شود از عملکرد ضعيف و متکبرانه و نارضايتي مردم از اداره مذکور مي باشد. و هيچ گاه عملکرد افراد را به زادگاه شان ربط نداده و شديدا با چنين نگرشي مخالفم. ممکن است بعضي از دوستان خواننده بخوبي متوجه منظور بنده در نوشته قبلي نشدند که مطلب را اينگونه استنباط مي کنند.

 

ما هيچ وقت در حسد مال و مقام ديگران نيستيم. آنچه دل من و شما را به درد مي آورد ، فقدان مديري مجرب و توانمند و بومي در ادارات دولتي ماست و رنج مي دهد ما را که در خيلي از مواقع از طرف ديگران به بي لياقتي ملقب شويم.

و بدتر از آن چقدر عذاب آور است ، دست به سينه شدن و تمنا کردن از آقايان براي انجام وظايف محوله اي که بخاطر آن حقوق مي گيرند.

 

اگر بگذريم از مسئله ي فوق ...

حتما بخاطر مي آوريد دو سال پيش را که شوراي جناح براي يافتن شهرداري مناسب ، ناگذير دست به دامن مقامات استاني شده و بالاخره شهردار را از آب و فاضلاب بندرعباس و يا کوچه پس کوچه هاي يزد پيدا مي کند.(البته شانس آورديم که خوب از آب در آمد)

ممکن است چنين فکري در ذهن هر شهروند جناحي خطور نمايد که آيا شهر ما و مردم ما تا اين اندازه بي لياقت و بي درايت هستند که بايد دست به دامن غريبه ها شد.

شايد علت چيز ديگري است که شوراي اسلامي جناح بالاجبار بعد از گذر از گذينه هاي مختلف به اين نتيجه رسانده است که در اين مورد ، خدا کند گذر از گذينه ها در واقع سانسور کردن تمام آن نباشد که اگر اينگونه است بحث ديگري را مفصلا مي طلبد.

 

در آن زمان و با توجه به جديد التاسيس بودن شهرداري جناح مي شود اين حق را به اعضاي شورا داد که شهرداري انتخاب نمايد توانمند و کارکشته که شهرداري را با پايه اي استوار و محکم بنا نمايد که الحق و الانصاف اينگونه بود.

اما امروز بحث ديگري است...

شهردار نداريم  و شوراي جناح دربه در دنبال شهردار ، اما يافت مي نشود.

البته در اين دوره و زمونه که که ليسانس را مي توان درو کرد ، فراوان است گذينه هايي براي اين پست.

اما بنظر مي آيد شوراي جناح ، علاوه بر مدرک ، ملاک هاي ديگري را در نظر دارد. يا بومي را نمي پسندد و يا فکر و عقيده اش را و يا اينکه کسي حاضر به تقبل اين پست با توجه به عواقبي که در پيش دارد نيست.

ولي اکنون که حاتمي رفت و بازگشتي در کار نيست . حل و چاره ي مشکل ما در بومي گرايي است (البته به نظر اينجانب). چون که دلسوز است و دوست دارد شهر خود ، حال از هر نقطه از جناح و با هر قوميتي که باشد. بايد مجال داد ، مي بايست از همين راه شروع کرد و مطمئناً آن کسي که به شهرداري برگذيده مي شود جا دارد تا در آينده و با استفاده از همين تجربه ، جايي پيدا کند در مقامي بالاتر.

 

در اين مورد و موارد ديگر صحبت فراوان است ، اجازه دهيد موضوعات ديگر را در روزهاي آينده تقديم حضورتان کنم.

نوشته شده توسط یک جناحی در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 20:33 | لينک ثابت |
 
domain parking guide