گذشت يک سال تمام از آنچه براي اولين بار در اين وبگاه اينترنتي نگاشته شد.
اسفند 84 بر خلاف اسفند 85 گرچه از طبيعت سرسبز و مفرح امسال خبري نبود اما با ورود تيم نصف و نيمه پيشکسوبان ايران به جناح مي توانست چند روزي در خدمت اوقات فراغت جوانان و بخصوص فوتبال دوستان شود که آن هم با تدارک بازي اول با تيم غير جناحي در روز نخست ، رؤياي ديدن بازيکنان مطرح سالهاي دور ايران را به لقايش بخشيدند و صندلي هاي رنگارنگ پلاستيکي دور چمن را بلااستفاده به گرد و خاک و بادهاي نويد بخش نوروزي سپردند.
نوروز 85 باز هم ورزشي بود . جولانگاه دو رقيب ديرينه فوتبال جناح ، گازال و بهزيستي. جايزه هاي چندصد هزار توماني باشگاه بهزيستي هوش را از سر هر تيم روستايي و شهرستاني برده است ، حتي دشمنان ديرين بدون شرکت حتي يک تيم همشهري.
گازالي هاي انتقامجو فرصت را غنيمت مي دانند و در اين مجال کم نظير بدون دعوت از رقيب و با قصد مقابله در پي جذب دوستاني از تلاش و اميد است. دوره دارد آن هم در تمام رده ها از بزرگ و متوسط و کوچک و ...
تيم نونهالان بهزيستي بايد فداي خصومت چندين ساله گازاليها و بزرگانشان شوند.
جواب بدي را به بدي مي دهند تا عبرتي شود براي آيندگان!!!
در تابستان 85 ، آسفالت در جناح به تعابير متفاوتي تعبير مي شود. گروهي گرم و برخي سرد و شايد هم چندي سرد و گرم مي پسندند.
شهرداري جناح به تدريج در بين سرها ، سري پيدا مي کند و خوش دارد اندکي با دشمنان جديدش معاشرت کند آنهم با سلاح سرد آسفالت در جدال با آسفالت گرم جناح دشت بندر.
مدير دشت بندر ، شهردار جديد را در بين عوام سکه ي يک پول مي کند که آسفالت گرم درجه يک در جناح و تو داري دور يزد مي گردي. کود آنهم بهترين در جناح ، ما را چه به فضولات صحرانشينهاي يزد. آسفالت از يزد ، کود از يزد ، موزاييک پياده رو از يزد ، مهندس و تکنسين و راننده و باغبان و نگهبان پارک انصاري از يزد و اين اواخر قند آبدارخانه شهرداري هم از قند اعلاي يزد. اين همه واردات ما راچه؟ ما خود توليد کننده ايم ، يک دانه شهردار يزدي از سرمان هم زياديه.
شهردار مي گه دشت بندر واسش عددي نيست ، اگه مرده بياد تموم کوچه هاي جناح را آسفالت کنه با چند برابر قيمت ببينم چند مرده علاجه؟!...
چندماهي بيشتر به انتخابات شورا نمانده
چرا کسي کانديد نمي شه ، آقايان شورا فعلي ، حداقل شما کانديد بشيد ما هم به شما محتاجيم و هم مديون از زحمات 8 ساله. بهتر و آقاتر و زرنگ تر از شما پيدا نمي شه تو اين جناح.
حيف شد که مدرک ديپلم مي خواهد و قادري ندارد ، مدني و عباسي و رضايي هم که قسم و والله خوردند که اگر آسمان به زمين و زمين به آسمان بياد باز هم کانديد بشو نيستند. لج کردند که اصلا و ابدا ما قيد شورا شدن را زده ايم.
التماس مي کنيم ، به پايشان مي افتيم که شايد نظرشان برگردد حتي گروهي رفتند خدمت "شيخ ما" که دعايي کند و تاويتي بنمايد تا شايد از خر لجاجت پايين بيان ، اما نه.. انگار حرف مرد يکي است.
همه نااميد شدند و دست ها به سوي آسمان اما انگار فايده اي ندارد...
اسامي کانديدهاي شوراي اسلامي جناح بعد از چند روز دست به دست مي شود. با هم مي خوانيم
شماره 1- عقيل مدني
2- منصور عباسي
3- محمد علي رضايي
4-.....
همه از تعجب نزديک است شاخ در بيارند.
شايد... شايد باز هم مردم جناح به قبله دعا رفتند...
شايد معجزه اي رخ داده.. مگر مي شود....
اما مي شود چرا که نشود يادم نبود در قرن بيست و يکم هستيم ... هر چيزي امکان دارد..
باورم شد وقتي يکي از همشهريان گفت که عجب رويي دارند بعضي ها.
عجيب است چرا امسال کسي از زمين و قصه ي واگذاري آن حرفي نمي زند.
اگه کمي فکر کنيم به اين نتيجه مي رسيم که ....
زياد سرتون را به درد نيارم اجازه بدين ادامه اين مطلب را در روزهاي آينده خدمت شما ارائه کنم.


