يکي از دوستان خواننده خواسته بودند بحثي مطرح شود مبني بر شرکت و يا عدم شرکت در انتخابات شورا.
خدمت اين خواننده عزيز عرض شود که:
اتفاقا مدتی پيش بنده نيز ذهنيتی در اين مورد داشتم. اما در پاسخ به شما بايد گفت که حضور و يا عدم حضور در انتخابات دليل مي خواهد. بايد ديد و شرايط را سنجيد.
همانطور که خودتان هم بهتر از بنده مي دانيد ، معمولا به چند دليل تاثير شرکت نکردن مردم در انتخابات مي تواند بسيار موثرتر از شرکت در آن باشد:
1- آنگاهي که احساس شود انتخاب کانديداتورها تحميلي است و با دست بردن به آراي مردم در واقع راي من وتو هيچ گونه تاثيري در تعيين آن ندارد.
2- رد صلاحيت تعداد کثيري از کانديده هاي منتخب و موردپسند مردم بدون هيچ گونه دليل موجهي.
3- نابساماني شرايط سياسي حاکم بر جامعه.
4- عدم وجود کانديده هاي دلخواه و مردمي که تنها بابودن چند کانديداتوري که احساس مي شود هيچ گونه اثربخشي در مسئوليت هاي محوله ندارند و يا اينکه با توجه به سالها حضور در اينگونه ميادين ، عدم موفقيت خود را بيش از پيش به همگان به اثبات رسانده اند.
و ديگر دلايلي که اگر در قياس با انتخابات شوراهاي اسلامي شهر جناح قرار دهيم بايد گفت که مورد اول منتفي است زيرا بر همه ما مشخص است که در محيط کوچکي مثل جناح تاثير حتي يک راي هم بخوبي ميتواند آشکار باشد. شما تصور بفرماييد اگر تعداد آراي دو کانديد برابر شود که امکان آن بسيار ممکن بنظر مي رسد آنجاست که متوجه اثربخشي راي خود خواهيد شد.
موارد دوم و سوم نيز به همين شکل منتفي خواهد شد چون به نظر نمي رسد کسي را رد صلاحيت کرده باشند و تصور هم نمي شود کانديده هاي ما به آن حد از نفوذ و قدرت دست پيدا کرده باشند که بخواهند از راه تقلب ، نتايج آرا را به نفع خود تغيير دهند.
و اما مورد چهارم که خيلي مهم و اساسي است بخصوص براي مردم جناح و منطقه...
اگر بحث ما بحث انتخابات مجلس بود با جرات تمام به شما مي گفتم که اگر باز هم نماينده هميشگي ما يعني جناب آقاي سيد عبدالله حسيني کانديد شوند ، همان بهتر که در اين انتخابات فرمايشي شرکت نکنيم. چرا؟ چون شرکت و يا عدم شرکت ما مکرراً برابر است با حضور مجدد ايشان در مجلس (البته نمي خواهم بگويم ايشان از حربه تقلب استفاده مي کنند چون در توان و قدرتش نمي بينم ، دلايلي دارد که در جاي خودش عنوان خواهم کرد) حداقل خالي بودن صندوق شهر ما بخودي خود پيام نارضايتي ما را به ايشان خواهد رساند. با زبان ديگری که نمي شه گفت. چطوري و با چه روشي مي شود به ايشان القا نمود.
حضورايشان در اواخر دوره ودر فصل انتخابات که به رای من و تو نياز دارد و درآن جلسات تشريفاتي و با آن همه اسکرت و هوادار جان در کف که عملا توان ابراز عقيده را از هر انسان با جراتي سلب خواهد کرد راهی را جز آن باقی نخواهد گذاشت.
و اما در مورد شوراها:
نمي دانم واقعا کانديده هاي ما هم شامل مورد آخر خواهند شد يا نه؟ يعني از 14 نفر حاضر ، 5 نفري که واقعا صلاحيت يک شوراي کارا را داشته باشند وجود ندارد.
منظور تنها خود شخص نيست ، همه ما يک گروه خوب را مي پسنديم.
ظاهرا از بين اين افراد ، به چشم مي خورند آقاياني صلاحيت دار. اما مشکل ما نبود فردي ايده آل نيست. مشکلي که هميشه با آن سروکله زده اييم ، فقدان يک گروه منسجم و همگون است.
فکر نمي کنيد ناهمگوني دارد در اين گروه کانديداتور بيداد مي کند. بخصوص در بين کساني که احتمال انتخاب شدنشان بيش از ديگران است.
اعضاي پيشين شورا نيز با تمام ادعاهايي که مبني بر شرکت نکردن در انتخابات داشتند (آن هم با اصرار زياد) باز هم اسامي 3 نفرشان دارد خودنمايي مي کند.!!! بايد علت را از خودشان پرسيد...
به هر حال قضاوت به شما عزيزان واگذار مي شود:
آيا شرکت نکردن در انتخابات مي تواند حلال وضعيت موجود باشد.
و يا اينکه مي شود با حضور گسترده در اين دوره ، آنچه خود مي پسنديم و به صلاح خويش مي دانيم انتخاب کنيم.
آيا مردم ما به آن حد از آگاهي دست پيدا کرده اند که با ارائه راه کاري مناسب عملا خود براي خويشتن تصميم گرفته و با دوري از تعصبات منفي رايج در جامعه ، حق انتخاب خود را بيدليل در اختيار فرصت طلبان سودجو قرار ندهند...
منتظر نظرات شما هستيم.


