امروز در واقع شروع نام نويسي از کانديدهاي شوراي اسلامي است که بدون شک در جناح باز هم بحث شورا و موضوعات مرتبط که چند صباحي به سردي گراييده بود ، گرمابخش هر مجلس و صحبتي خواهد شد.
گذشته از آنکه فکر خود را معطوف شوراي آينده کنيم بهتر دانستم کنکاشي مختصر از آنچه بر شوراي حال حاضر در دو دوره چهارساله گذشته است داشته باشم.
چهارسال نخست را مي توان بخاطر تازه روي کار آمدن و يا عدم حساسيت في مابين (حساسيتي که عملا منجر به ايجاد موانع از سوي دو گروه متخاصم گرديد) بهتر از آنچه اکنون است بيان کرد.
در آن دوره يا کاري درست انجام مي شد و برنامه هاي شورا به خوبي انجام مي گرديد و يا اگر هم از عملي کردن آن باز مي ماندند ، اثرات سوء بي نتيجه ماندنش گريبانگير ساير افراد نمي شد. پيامدي که اکنون در مورد بحران واگذاري زمين به وضوح مشهود است.
به هر حال دوره چهارساله نخست را حداقل به اين دليل که عموم مردم از رضايت نسبي برخوردار بودند موفقيت آميز مي دانم. حال شايد اين قضيه حاصل روند طبيعي باشد که هر گاه مسئولي تازه کار وارد عرصه ميدان شده همه از او احساس رضايت مي کنند ولی بعد از اينکه چند سال گذشت شکوه و شکايتها شروع شده و در اواخر کار به اوج خود مي رسد. مثال بارز آن رياست جمهوري آقاي محمد خاتمي است که خيلي ها تا دوره اول او را قهرمان بلامنازع کشور مي دانستند اما بعد از شروع دوره دوم ، هواداران سينه چاک تبديل يه دشمن جانش شده تمام کاسه و کوزه ها را برسراين قهرمان رويايي چند سال گذشته شکستند. حال نمي دانم اين قضيه در مورد شوراي ما هم صدق مي کند يا خير؟
اما آنچه در مورد دوره چهار ساله دوم مي توان گفت:
سالها ما جناحيها به اين نکته از فرهنگ خود مي باليديم که شهر جناح با تمام تفاوتهاي قومي و طايفه اي که دارد با اتحاد و همبستگي و همکاري يکديگر شهر خود را به آبادانی رسانده اند و در واقع امتيازي بود که هميشه ما را در برابر ديگر دهات اطراف برتري مي بخشيد. اما در همين چند سال اخير چنين نعمت خدادادي را از دست داديم و تفرقه و جدايي مانند آتش زير خاکستر به يکباره فوران کرد.
در هر جا و ميان هر گروهي بحث شورا بود و گروه مخالف. چه بسيار دوستاني که دوستي و رفاقت خود را فداي دودستگي ها کردند. بنده بارها با چشمان خود مي ديدم که چه گروهايي که تا آن زمان با صميميت فراوان روز و شب در کنار هم بودند بعد ار مدتي بخاطر همين جناح بندي هاي غير معقول از هم پاشيده شد.
البته قصد آن را ندارم که تمام تفرقه هاي موجود را به چند نفر اعضاي شورا نسبت دهم اما باور داشته باشيد که نمي توان و نبايد ايشان را بي تقصير دانست.
درست و صد البته صحيح است که چندتن از اعضاي شورا با فعاليتهاي مستمر و بي وقفه ، عملا از زندگي شخصي خود زده به کار شورا مي پرداختند و از طرفي ادعاي مانع تراشي هاي گروه مخالف را هم مي شود تا اندازه اي بعنوان بهانه اي ، قابل قبول دانست. اما اين حقيقت را هم بايد پذيرفت که همين لج ولجبازيهاي گاه دوطرفه تنها و تنها بدليل وجود اين چند نفر ايجاد گرديد که در خيلي از مواقع منافع عمومي را فداي اختلافات و عداوات شخصي خود مي کردند که اگر افرادي جزء اين آقايان پنج نفره شورا ، اين مسئوليت را بر عهده داشتند شايد از آب شيرين لاور ميستان خبري نبود اما اختلافات ، نزاع ، مانع تراشي ها و سنگ اندازي هاي کنوني نيز به چشم نمي خورد و يا حداقل کمتر از اين بود. فراموش نکنيم که مردم ما نزاع و اختلاف و دودستگي را نخواهند پذيرفت حتي به قيمت گوارايي آب لاور ميستان.
بالاخره اينکه شوراي اسلامي جناح را با تمام فعاليت ها شبانه روزي و اقدامات موثري که در اين چند سال انجام داده اند تنها به دليلِ موثر بودن در ايجاد شکاف و اختلافات موجود در جامعه جناح ، عملکرد چندان موفقيت آميزي از خود نشان نداده است.
شايد به نظر خيلي ها آنچه بنده عرض کردم را بياني ناشايست و غير منصفانه بدانند اما اگر گفته شود که حضور فيزيکي اين اشخاص - حتي بدون هدفي مشخص – به عنوان يک شخصيت خاص با گرايشات مخصوص به خود در يک گروه شايد عامل خيلي از اين ناهنجاريها باشد به بی راهه نرفته اييم. ناهنجاريهايي که به احتمال فراوان تاوان آن را بايد تا سالها پس بدهيم.
دلزدگي خيلي از شخصيت هاي فعال و کارآمد از اختلافات موجود که حتي باعث شده است لقاي شهر خود را زده و در ديار غربت فقط به کسب و کار تجاري خود مشغول باشند و تنها با بهانه کردن وجود اختلاف و کشمکش در جناح حاضر نشوند سرمايه علمي و مادي خود را در اختيار اهالي و همشهريان خود قرار دهند.
کافي است يک لحظه پا را از جناح بيرون بگذاريد ، آنگاست که متوجه خواهيد شد دورنمايي که از شهرمان در اذهان همشهريان ساکن غربت ساخته شده چقدر وحشتناک و ناهمگون است.
بله اين همان هزينه سنگيني است که به جرات مي توان اعضاي محترم شورا و بالاخص آقاي رضايي بعنوان سرکرده گروه مقابل را عوامل اصلي بوجود آمدن آن دانست. عاملاني که خواسته و يا ناخواسته وارد چنين مهرکه اي شدند. گذشته از نيات و اهدافشان ، حضور دوباره ي اين افراد مي تواند براي ما مثال همان آش باشد و همان کاسه.
خوانندگان هم می توانند براي مشارکت در اين مبحث ، نظرات و يا احيانا گزينه هاي پيشنهادي براي کانديداتور شدن در انتخابات شوراي اسلامي شهر جناح ارائه دهند.
گذشته از آنکه فکر خود را معطوف شوراي آينده کنيم بهتر دانستم کنکاشي مختصر از آنچه بر شوراي حال حاضر در دو دوره چهارساله گذشته است داشته باشم.
چهارسال نخست را مي توان بخاطر تازه روي کار آمدن و يا عدم حساسيت في مابين (حساسيتي که عملا منجر به ايجاد موانع از سوي دو گروه متخاصم گرديد) بهتر از آنچه اکنون است بيان کرد.
در آن دوره يا کاري درست انجام مي شد و برنامه هاي شورا به خوبي انجام مي گرديد و يا اگر هم از عملي کردن آن باز مي ماندند ، اثرات سوء بي نتيجه ماندنش گريبانگير ساير افراد نمي شد. پيامدي که اکنون در مورد بحران واگذاري زمين به وضوح مشهود است.
به هر حال دوره چهارساله نخست را حداقل به اين دليل که عموم مردم از رضايت نسبي برخوردار بودند موفقيت آميز مي دانم. حال شايد اين قضيه حاصل روند طبيعي باشد که هر گاه مسئولي تازه کار وارد عرصه ميدان شده همه از او احساس رضايت مي کنند ولی بعد از اينکه چند سال گذشت شکوه و شکايتها شروع شده و در اواخر کار به اوج خود مي رسد. مثال بارز آن رياست جمهوري آقاي محمد خاتمي است که خيلي ها تا دوره اول او را قهرمان بلامنازع کشور مي دانستند اما بعد از شروع دوره دوم ، هواداران سينه چاک تبديل يه دشمن جانش شده تمام کاسه و کوزه ها را برسراين قهرمان رويايي چند سال گذشته شکستند. حال نمي دانم اين قضيه در مورد شوراي ما هم صدق مي کند يا خير؟
اما آنچه در مورد دوره چهار ساله دوم مي توان گفت:
سالها ما جناحيها به اين نکته از فرهنگ خود مي باليديم که شهر جناح با تمام تفاوتهاي قومي و طايفه اي که دارد با اتحاد و همبستگي و همکاري يکديگر شهر خود را به آبادانی رسانده اند و در واقع امتيازي بود که هميشه ما را در برابر ديگر دهات اطراف برتري مي بخشيد. اما در همين چند سال اخير چنين نعمت خدادادي را از دست داديم و تفرقه و جدايي مانند آتش زير خاکستر به يکباره فوران کرد.
در هر جا و ميان هر گروهي بحث شورا بود و گروه مخالف. چه بسيار دوستاني که دوستي و رفاقت خود را فداي دودستگي ها کردند. بنده بارها با چشمان خود مي ديدم که چه گروهايي که تا آن زمان با صميميت فراوان روز و شب در کنار هم بودند بعد ار مدتي بخاطر همين جناح بندي هاي غير معقول از هم پاشيده شد.
البته قصد آن را ندارم که تمام تفرقه هاي موجود را به چند نفر اعضاي شورا نسبت دهم اما باور داشته باشيد که نمي توان و نبايد ايشان را بي تقصير دانست.
درست و صد البته صحيح است که چندتن از اعضاي شورا با فعاليتهاي مستمر و بي وقفه ، عملا از زندگي شخصي خود زده به کار شورا مي پرداختند و از طرفي ادعاي مانع تراشي هاي گروه مخالف را هم مي شود تا اندازه اي بعنوان بهانه اي ، قابل قبول دانست. اما اين حقيقت را هم بايد پذيرفت که همين لج ولجبازيهاي گاه دوطرفه تنها و تنها بدليل وجود اين چند نفر ايجاد گرديد که در خيلي از مواقع منافع عمومي را فداي اختلافات و عداوات شخصي خود مي کردند که اگر افرادي جزء اين آقايان پنج نفره شورا ، اين مسئوليت را بر عهده داشتند شايد از آب شيرين لاور ميستان خبري نبود اما اختلافات ، نزاع ، مانع تراشي ها و سنگ اندازي هاي کنوني نيز به چشم نمي خورد و يا حداقل کمتر از اين بود. فراموش نکنيم که مردم ما نزاع و اختلاف و دودستگي را نخواهند پذيرفت حتي به قيمت گوارايي آب لاور ميستان.
بالاخره اينکه شوراي اسلامي جناح را با تمام فعاليت ها شبانه روزي و اقدامات موثري که در اين چند سال انجام داده اند تنها به دليلِ موثر بودن در ايجاد شکاف و اختلافات موجود در جامعه جناح ، عملکرد چندان موفقيت آميزي از خود نشان نداده است.
شايد به نظر خيلي ها آنچه بنده عرض کردم را بياني ناشايست و غير منصفانه بدانند اما اگر گفته شود که حضور فيزيکي اين اشخاص - حتي بدون هدفي مشخص – به عنوان يک شخصيت خاص با گرايشات مخصوص به خود در يک گروه شايد عامل خيلي از اين ناهنجاريها باشد به بی راهه نرفته اييم. ناهنجاريهايي که به احتمال فراوان تاوان آن را بايد تا سالها پس بدهيم.
دلزدگي خيلي از شخصيت هاي فعال و کارآمد از اختلافات موجود که حتي باعث شده است لقاي شهر خود را زده و در ديار غربت فقط به کسب و کار تجاري خود مشغول باشند و تنها با بهانه کردن وجود اختلاف و کشمکش در جناح حاضر نشوند سرمايه علمي و مادي خود را در اختيار اهالي و همشهريان خود قرار دهند.
کافي است يک لحظه پا را از جناح بيرون بگذاريد ، آنگاست که متوجه خواهيد شد دورنمايي که از شهرمان در اذهان همشهريان ساکن غربت ساخته شده چقدر وحشتناک و ناهمگون است.
بله اين همان هزينه سنگيني است که به جرات مي توان اعضاي محترم شورا و بالاخص آقاي رضايي بعنوان سرکرده گروه مقابل را عوامل اصلي بوجود آمدن آن دانست. عاملاني که خواسته و يا ناخواسته وارد چنين مهرکه اي شدند. گذشته از نيات و اهدافشان ، حضور دوباره ي اين افراد مي تواند براي ما مثال همان آش باشد و همان کاسه.
خوانندگان هم می توانند براي مشارکت در اين مبحث ، نظرات و يا احيانا گزينه هاي پيشنهادي براي کانديداتور شدن در انتخابات شوراي اسلامي شهر جناح ارائه دهند.
نوشته شده توسط یک جناحی در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 ساعت 10:17 | لينک ثابت |


