مثل اينکه شهرداري جديد التاسيس ما آمده ثواب کند کباب شد. اين شهردار عزيز نه اينکه از کوير آمده است علاقه زيادي به ايجاد فضاي سبز دارد ، مي خواست خيابانهاي جناح را چنان در زير شاخ و برگ درختان بپوشاند که هر کس وارد جناح مي شد بگويد عجب شهرداري ، نخلي که سالهاي سال بايد انتظار کشيد تا به بار بنشيند اين آقا دو روزه بزرگشان کرد.
عجب توقعاتي از اين درخت بي زبان دارند. سالهاست که در جناح نخل مي کارند ولي نه به اين شکل. مثل اينکه شهردار محترم نخل را با گلهاي زينتي اشتباه گرفته اند- نا سلامتي واسه خودش مهندسه – هر چيزي راه و روش خاص خود را دارد.
آمده اند نخل را در يک متري خيابان مانند يک چوب خشک در خاک فرو برده اند هيچ کس نبود به اين آقا بگويد فردا که اين نخلها سر از آسمان در آوردند فضاي زيادي از آسمان را گرفت و ماشينها براي برخورد نکردن با آن بايد در جاده هاي پر چاله و چوله شهر مانور بدهند. بعد بيا و درستش کن ، يا بايد درخت بي زبان را از ته بزنيد و يا اينکه آنقدر صبر کنيم تا صد و بيست سال بعد کله نخلهاي موجود به بالاتر از حريم خيابان برسند. آيا چاره ديگري هم هست؟ مي شود نخل هم مانند ديگر درختان ، شاخه هاي يک طرفش را قطع کرد ما که تا حالا چنين چيزي نديده ايم خب خدا را شکر اين درختان از خودشان فهميدند و خشک شدند..
جناب شهردار شما که با بودجه اندک خود لطف کرديد و هزينه فرموديد و درخت خريديد(حالا بماند چون و چراي آن که از کجا خريديد و ...) بايد اصول کاشت آن را از متخصصين اين درخت که در جناح هم فراوان است مي پرسيديد. هر انسان ساده و عادي به شما مي گويد که اين راه و رسم درختکاري آن هم از نوع نخل نيست که يک وجب در خاک و بقيه اش مانند بت نمايان باشد.

حال که هر چه کاشتيد نابود شد و هزينه ها هم بر باد رفت – فداي سرت – بيا و از الان به بعد روي پروژه هاي بعدي ، از اطرافيانت نظر بخواه و يا حداقل بشين و يک کمي روي آن فکر کن.


