ديروز مطلب يکي از همشهريان وبلاگ نويس را مرور مي کردم. در يکي از نظرات مطرح شده خواننده مورد نظر از پيشرفت و توسعه جناح در دوران هشت ساله شورا سخن گفته بود.
من هم نوشته هاي اين همشهري عزيز را تاييد مي کنم. در اين چند سال شهر جناح از زمين تا آسمان متحول شده است. کوچه هايمان از جاده خاکي به خيابان ، آب شهر از شور به شيرين ، مساجد بي مناره مناره دار شدند ، مدارس به وفور ساخته شد ، بيمارستان هم در حال ساخت مي باشد و اکنون هم مرکز بزرگ توان بخشي به بهره برداري رسيده است.
اما به چه قيمتي؟
اينها همش پيشرفت است ، توسعه است ، افتخار است.
بله افتخار است اما براي کدامين افراد؟ شورا؟ نماينده مجلس؟
پول از جيب خيرين بي زبان است ، پُزش از طرف مسئولين خوش زبان.
اگر در خيابانهاي جناح چرخي بزنيم و نگاهي بندازيم بر تابلوهاي سردر ساختمانها. چه مي بينيم؟
دبستان مريم مربوطي ، دبيرستان شرفا شرفايي ، دبيرستان رابعه فرشادي ، ... و اکنون هم توان بخشي عباسي.
دست مسئولين عزيز درد نکند از اينکه اين همه بودجه گرفتند.
در همه جاي دنيا همه سعي و تلاش افراد به گرفتن اعتبار و بودجه از دولت صرف مي شود اما در جناح مسئولين ما لطف مي کنند و با هزار و يک ترفند دل خيّرين را به دست آورده تا از آن طرفِ آب پولي فرستاده شود و ساختماني بر ساختمانهاي جناح افزوده گردد.
در هر شهر وروستايي مسئولي که وارد شهرشان مي شود تا مي توانند نيازهاي موجود را مطرح مي کنند و تا نظرش را جلب نکرده اند وِلکن نيستند امّا متاسفانه نوبت که به جناح رسيد ، وقت شام و نهار است و بزرگان ماهم دربه در دنبال نان و کباب که شکم اين عزيزان را پر کنند و بعد هم با صدتا تعريف و تمجيد ، کله ي مان را بزرگ مي کنند که شما خيلي بافرهنگيد ، همه چيز داريد و هر چيزي را خودتان درست مي کنيد.
از آن طرف وقتي خيّر نگون بخت بعد از سالها پا به ديار خود مي گذارد ، همه از ثروتمند و فقير ، مسئول و غير مسئول مثل مگسان دور شيريني ، دست گدايي را به طرفش دراز مي کنند که ما مشکلات داريم ، مدرسه مي خواهيم ، فلان امکانات کم داريم و صد تقاضاي ديگر.
مگر تا حالا خيّرين براي ما کم گذاشتند: 99 درصد از مدارس ، 100 درصد از مساجد و آب انبارها ، بيمارستان ، آب رساني ، توان بخشي ، 3 تا استاديوم ، کتابخانه ، ساختمان نمايندگي آموزش و پرورش ، خيابان کشي ، چراغهاي اطراف خيابان ، پل رودخانه و صد پروژه ديگر. (ناگفته نماند که تا کنون توانسته اييم اعتبار خانه بهداشت روستاي جناح بالا را بدست آوريم)
دولت به ما افتخار مي کندو حتما در آينده ما را بعنوان بهترين شهر از لحاظ صرفه جويي در اموال کشور معرفي خواهد کرد.چون هيچگونه بار سنگيني بر دوش آنها نيستيم ، تمام نيازها را خودمان تامين مي کنيم. همين قدر هم مانده که حقوق کارکنان و پرسنل آموزش و پرورش ، بانکها و ديگر ادارات موجود در جناح را خيّرين بپردازند.
و بعد هم بعضي ها با کمال افتخار ادعا مي کنند که در زمان ما چنين و چنان شد. مگر پول گرفتن از خيّر هم هنر مي خواهد. اگر هنر مي خواست که گدايان دم در مسجد جمعه از شما هنرمندترند. اگر واقعا فهميده و مرد عمليد درصدي از حقوق ازدست رفته و اعتباراتي که به ناحق از آن محروم شده اييم را از مسئولين کشوري بخواهيد.
زماني خون آدم بجوش مي آيد که نماينده جا خوش کرده 20 ساله مجلس در جوش انتخابات سري به جناح مي زند و با کمال افتخار ادعا مي کند که در فلان سال فلان عدد مدرسه در جناح بوده است و حالا هم يعني در طول تصدي ايشان بَهمان مدرسه به آن اضافه شده است.
يکی نيست به اين آقا بگويد که تا حالا جنابعالي چه گُلي به سر مردم جناح و دهات اطراف زده اييد که اکنون ادعاي آنچناني داريد. کداميک از اين مدارس به سعي و همت شما ساخته شده است.
متاسفانه ما با اين کارهايمان عملا مسئولين کشوري را از خود غافل کرده و حقوقي که بايد به ما تعلق گيرد به کيسه ی فرصت طلباني ريخته مي شود که ما را به بافرهنگ و مردمي بودن معروف و مشهور کرده اند.


