فراررسیدن عید سعید قربان عیدقربانی کردن نفس وهوای نفس بردرگاه معشوق ازلی بر تمام مسلمانان جهان به خصوص همشهریان عزیز جناحی مبارک باد.

باز هم چون گذشته نرسیده به انتخابات مجلس شورای اسلامی ، نماینده محترم شهرستان بعد از چهار سال یادشون میاد که در این سوی مملکت مردمی هستند که بیست سال تمام با گرفتن آرای انتخاباتیشان در مجلس خوش می گذرانده است ، حال که چند ماهی بیش به انتخابات مجلس هفتم نمانده ، مردم ما شدند ولی نعمت .
خطیب محترم جمعه ....... بهتر بود سوال چهارمی هم مطرح می کردند که در این چهار سال نماینده ما کجا بودند و چه می کردند که اکنون که آب از سر گذشته جویای حال و احوالشان می شود.
بگذریم ....................
گذشته از آنکه سخنرانی آقای حسینی در مسجد جمعه را می شود علاً یک نوع تبلیغات انتخاباتی قلمداد کرد اما در مسائل مورد اشاره ، چند نکته ، قابل تامل است.
صحبت های تکراری که در هر معدود سخنرانی می باید از زبانشان شنید (ادعای پیشرفت آموزشی که در فلان سال فلان عدد مدرسه داشتیم و اکنون به این عدد رسیدیم ) دیگر تبدیل شده است به سخنی مضحک که خودشان بهتر از هر کسی به آن واقفند وقبلاً به کرات در این وبلاگ به آن اشاره شده است و ضرورتی به بیان مجدد نیست.
هر چند آقای حسینی پاسخی روشن به سوال سوم خطیب جمعه(سند واگذاری) ارائه ندادند اما آنچه ایشان در مورد مسئله قدیمی و مورد بحث سالهای اخیر (مسئله واگذاری زمین) فرمودند ، به نظرم عملکرد شورای اسلامی جناح را در طول دوران گذشته و حال ، تماماً زیر سوال بردند.
البته اگر واقعیت داشته باشد که در این دوران اعضای شورا حتی یک نامه ی خشک و خالی به نماینده مکاتبه نکردند ، آنهم راجع به مسئله مهم و البته بغرنجی که سالهای سال جوانان ما و مردم ما را به مشکلات عدیده ای روبرو کرده است ، باید دست مریزاد جانانه ای گفت به اینهمه تلاش و ممارست و از جان گذشتگی که در این سالها شورای جناح از خود نشان داده اند.
حال اگر ادعای آقای حسینی هیچگونه تجانسی با واقعیات نداشته باشد آن دیگر حرف دیگری است اما به هر حال اکنون که نماینده ، در شرف انتخابات برای کسب آرای بیشتر هم که شده برای ما از جان مایه خواهد گذاشت اما به هر حال برای آینده باید فکری دگر اندیشید.
مستراح مسجد شيخ
روزي را شيخ ما عن قريب از کنار مسجد شيخ بگذشتي..
مردي بر وي سلام داد و بگفت يا شيخ در عجبم از بنای اين مسجد
چونست ، اول مستراحش سازند ، آن هم بر سرخيابان.
شيخ بفرمود که کار آدمی زاد بي حکمت نباشد....... مگر ندانی که مستحب است اول آنکه طهارت کنند بعد وضو برگيرند و آخر نماز خوانند.
حال ابتدا مستراح سازند و مابقي را وضو خانه و اگر آن تهش چيزي ماند نماز خانه اي هم بهر عبادت سازند.......... باشد که مورد قبول درگاه احديت قرار گيرد.
طلبکاران شهرداری
شيخ ما ، چاشتگاهان جماعتي بغايت خشمگين را بر در شهرداري بديد.
ير ايشان مشرف گرديد و بگفت: ياايهاالناس چه خواهيد؟
شخصي از آن ميان فرياد بر آورد که طلبکاريم ، طلبمان خواهيم ....
شيخ بفرمود از کدامين کس؟ ...... گفتند از متوليان اين ولايت که در اين عمارت خفته اند.
شيخ بگفتا: من نيز از اکنون با شما باشم.... پارسال را براي اينان از خداي عزوجل بسيار شفاي عاجل خواستم و شبانه دعاها کردم ، اکنون که استجابت دعايم بي پاسخ شدي ، اجرتش را بايد از خودشان بستانم.


