جمعه گذشته وقتي براي نخستين بار رئيس جديد شوراي اسلامي جناح در پشت تريبون مسجد جامع ، شروع بکار شوراي جديد را به اطلاع مردم رساند ، بار ديگر توجه عموم را به شوراي پنج نفره و قضاياي مرتبط به آن جلب نمود.
آنچه در اين خصوص قابل نگاشتن است تغيير در اعضاء با ورود سه عضو جديد و تحولات احتمالي در تصميم گيري هاي آتي شورا و يا حداقل در ديدگاه اعضاست که مي توان اميدوار بود براي بهبود کاري و اداره آنچه به ايشان محول شده است گامي مثبت و موثرتر از پيش برداشته شود.
هر چند با ابقاء دو نفر از اعضاي بانفوذ و تقريبا همه کاره دوره ي گذشته که اکثر قريب به اتفاق تصميمات گرفته شده زير لواي ايشان و با تدبير اين دو نفر اتخاذ مي گرديد ، باز هم بنظر مي آيد سريال تکراري و خسته کننده دوره هاي پيشين براي سومين بار متوالي در معرض ديد مردم جناح قرار گيرد. با اينکه نبايد از عملکرد مثبت شوراي گذشته در چند سال اخير چشم پوشي کرد اما انتظار مي رود شوراي جديد با نگرشي عميق به آنچه در گذشته روي داده که چه بسا نتايج منفي برخي از آن تا سالها و شايد براي هميشه گريبانگير جامعه ما شده است ، عملا برنامه هاي آتي خود را بر اساس آن و با کنار گذاشتن تعصبات قومي و طايفه اي و بدور از هرگونه تک محوري که بعضا موجب شکاف و اختلاف بين گروهاي مختلف گرديده ، اعمال نمايد.
اگر واقعا اين دوره هم قرار باشد آقاي مدني همان مدني گذشته باشد و عباسي هم همان عباسي. قطعا آقاي مربوطي هم رضايي و درخشنده قادري و احمدي هم تنر خواهد شد و حکايت همان آش و همان کاسه اي خواهد بود که ساليان سال مردم ما در پيکار با آن ، هزينه هاي طاقت فرسايي را متحمل شده اند.
با رويکردي سريع به آنچه در گذشته روي داده است ، به روشني متوجه اين موضوع خواهيم شد که هر آنچه در اين سالها شوراي اسلامي جناح را با تمام نقاط مثبتي که داشته ، سيماي نه چندان خوش آيندي از خود در اذهان عمومي ايجاد نموده است، از خود ايشان و نوع فکر و عقيده و طرز نگرششان به مسائل پيرامون با ديد کاملا جناحي و حزبي و بدون در نظر گرفتن عقايد ديگران و تنها در جهت مخالف گروه مقابل و بر اساس لج و لجبازي و با هدف کم نياوردن بوده که اگر باز هم در اين دوره مجددا تکرار گردد ديگر نبايد انتظار داشت مردم جناح اين عزيزان 5 نفره را امناي شايسته اي بر امانت مردمي تلقي نمايند و مطمئنا هر عملي که تنها بر اساس کينه هاي شخصي بروز داده شود ، آثار منفي آن به چشم همان مردمي خواهد رفت که به اين پنج نفر اعتماد کرده و تا هميشه در دل تاريخ اين مرز وبوم خواهد ماند.
با توجه به وعده هاي داده شده از اين شورا انتظار مي رود در امر اطلاع رساني با گذارشي از کارهاي انجام شده در دوره هاي کوتاه مدت ، مردم جناح را از عملکرد اين شورا آگاه نمايند.
هر چند که با شروع کار شورا در اين دوره و با گذشت اندک زماني و با اتخاذ تصميم گيري ها در مواجهه بارويدادهاي پيش رو، بطور حتم چهره ي جديد شورا بر همگان روشن خواهد شد که در صورت تکرار اشتباهات گذشته و بروز ندانم کاريها ، اين آقايان را به انتقادات صريح و تند و تيز هشدار خواهيم داد.
روزي را شيخ ما درد اثني عشر معده به عودت رسيدي ، بر حکم معالجت و دفع مرض خويش به درمانگاه جديدالتاسيس مراجعت نمودي و چون از درد خود بناليد او را به آزمايشگاه اشارت دادند تا از مدفوع مبارک خويش اندکي را محض کشف العلل تقديم نمايد.
گويند آن روز را شيخ ما قبل از دخول با آن عمارت چند طبقه ، پارچه هاي رنگارنگي را از دکان حمزه تا دواخانه دکتر علي وي را بسيار متعجب و متحير کرده بود.
شيخ با خود بگفتا که اين چه صيغه اي باشد که تا چند مهمان اجباري آيند ، آن هم براي سير کردن شکمهاي خود ، برايش پارچه اي زنند و خير مقدم گويند. از رئيس بهداشت گرفته تا منشي معاون دوم رئيس سابق فلان اداره.
شيخ ما را از وارسي فراوان ، ماجرا را از پرسنل مرکز بپرسيد که حکمت پارچه ها چه باشد.
آن دخترک پرستار اين گونه بگفتش: شامگاه فردا مراسم افتتاحيه باشد و رئيس و روسا ، به وفور آيند. و بر اين ميمنت و بر شکرگذاري خداوند کريم ، فردا نهار نيز فقرا و مستمندان را در مجلس عبدالرحمن باگپ طعامي دهند تا اين خير چند ميليوني مورد قبول درگاه احديت قرار گيرد.
آدينه ي آن روز را شيخ ما طوها و کرها ، دعوت نشده به سوي آن محول بشتافتي تا بعد از ماهها چاشت درست و حسابي را با فقرا و مساکين ميل فرمايد و از صحبت ايشان بهره برد.
چون شيخ ما را بر آن مجلس تشرف نمود ، ماشين و موتور و سمند و پژو پارس و 405 و 206 و زانتيا به کثرت بديدي.
عجبا که در اين دوره و زمانه فقرا و مساکين بجاي الاغ بر سمند و پرايد سوار شوند و بجاي شال و ابا ، کت و شلوار بپوشند و همه کارمند دولت باشند و بر اريکه قدرت.
يکي را در منزل عبدالرحمن باگپ از ريخت شيخ خوش نيامدي و بدو بگفت که جامه ات شيک نباشد ، برگرد و دامني نيکو بدار اي درويش که آبروي چندين و چندساله ي ما را جلو اغنيا و اقايان دولت خواهي برد.
شيخ بفرمودکه دامن از کجا آرم که جامه ندارم.
شيخ ما را سرخورده ، با شکم گرسنه بر همان راه آمده به خانه ي فقيرانه ي خويش مراجعت نمود و في الجمله زبان مکالمه با ايشان را قوت ننمود و روي از محاورت ايشان مروت ندانست. و در راه ، تفرج کنان سخنان (اگرهاي) حکيمانه يکي از بزرگان را ( که جديدا در تيتراژ بالا در جناح به چاپ رسيدی) اين گونه زمزمه نمودي که:
اگر در سفره ي خيرخواهانه خويش چند نفر بي پول و فقير دعوت شود چه مي شد.
اگر در کنار رئيس و روسا با حقوق دو ميليون و نيم چند کارمند فقير با حقوق صد و پنجاه هزار تومان دعوت مي شدند چه مي شد.
اگر در مراسم افتتاحيه بجاي اينکه چند نفر بي ربط سخن چراني کنند و بر ليست بالا بلند مدعوين خير مقدم گويند ، خود رئيس حرف مي زد چه مي شد.
اگر استاديوم بهزيستي بجاي اينکه بوسيله ي خيّر درست شود ، به همت و تلاش پيگيرانه نماينده مجلس جناب آقاي حسيني ساخته مي شد ، ايشان در روز فينال و در سخنراني خود چه مي گفت.
اگر آن آقاي وبلاگ نويس بجاي ايراد گرفتن از توانبخشي و مناره از فرماندار و بخشدار و شهردار تعريف مي کرد چه مي شد.
اگر چون بعضي ها رو در رو ، مهربان و دوست داشتني و پشت سر ، کريح و خنجر از پشت زن نباشيم چه مي شد.
اگر فرهنگي و کارمند نباشيم و در عوض از طيف نجار و بنا و نقاش و چوپان باشيم و آدم حسابت نکنند چه مي شد.
اگر آن آقاي وبلوگ نويس که توانبخشي را زباله دان پول و مناره را گردن زرافه مي داند يک صدم پول بعضي ها را داشت ديگه در جناح خبري از مسجد و برکه و مناره نبود و خداي ناکرده همه تارک الصلاه مي شدند و الاف کوچه و خيابان.
اگر سالي چهار پنج تا مناره چند ميليوني يکي پس از ديگري درست بشه و از طرفي يک جوون تو ساختن يک خونه ي فقيرانه مونده خدا تو بهشت چند مناره مي ده به صاحب خير؟
اگر مسجد به کثرت باشد و نماز خوان به ندرت ولی مسجدی در بيابان در حال ساخت باشه چه می شد؟
و بالاخره اينکه:
اگر اين هزينه هاي هنگفت بجاي اينکه تو شکم چند نفر پشت ميز نشين ميليونر بريزيم ، صرف عروسي چند زوج جوان فقير بشه چه مي شد؟
برای مشاهده تصاوير بر روی هر کدام از موارد پايين کليک کنيد
اما هنوز هم با دست درو می کنند

