
پيغام مدير : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ جناح 83 خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ در راستای ارتقای فرهنگی شهرمان جناح ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد
با تشکر
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:JANAH83 در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
janah1383@yahoo.com
سال به سال دريغ از پارسال![]()
توانبخشی بود و فرماندار و بخشدار(قسمت اول)![]()
توانبخشی بود و فرماندار و بخشدار(قسمت دوم)![]()
توانبخشی بود و فرماندار و بخشدار(قسمت پایانی)![]()
ماجراهای شیخ ما- سفر به شهرجناح(قسمت اول)![]()
ماجراهای شیخ ما- سفر به شهرجناح(قسمت دوم)![]()
نامه ریاست شورای اسلامی جناح به JDB Co![]()
کجايند آن شوراي بي ادعا![]()
زمين خواري آخرين راه چاره![]()
سخني با خيرين![]()
از جمعه تا جمعه![]()
زبانشان دراز دستشان کوتاه![]()
پول خير= پيشرفت جناح ، افتخار شورا![]()
تنديس هاي سبز رنگ در حواشي شهر جناح![]()
عجب صبري خدا دارد (شعر)![]()
امکانات جديد ياهو براي کاربران جناحي![]()
پاسخ نويسنده به جوان جناحی(دررابطه باکجايندآن شو..![]()
پاسخ نويسنده به خوانندگان![]()
اظلاعيه ای شهرداری را جدی بگيريد![]()
بياييد باهم وبلاگ بسازيم![]()
اسامي پذيرفته شدگان جناحی در دانشگاهها![]()
يادی از گذشته (بازارچه کوچک جناح)![]()
شيخ مارا ردصلاحيت کردند![]()
اندرحکايت شورا (ازشيرينی آب ميستان تاکشمکش...![]()
از کرامات شيخ ما آن بود که...![]()
تحريم انتخابات![]()
دوستان همه رفتند![]()
شکست قریب الوقوع دوحزب جمسی خواه و دموکرات در جناح![]()
قطع نامه اخیر شورای امنیت بر ضد شورای جناح![]()
يادی از گذشته (بازارچه کوچک جناح) قسمت دوم![]()
نظر سنجی از عملکرد شورای اسلامی جناح![]()
در پاسخ به آقای رامی![]()
عکسهایی از بهار 1385![]()
عکسهایی از روزهای پایانی بهار 85![]()
یک سال تمام جناح 85 در جناح83 - قسمت اول![]()
یک سال تمام جناح 85 در جناح83 - قسمت دوم![]()
در پاسخ به شهروند جناحی![]()
عکسهایی از کاشت جو در جناح![]()
ماجراهای شیخ ما(دامن از کجا آرم که جامه ندارم) طنز![]()
مسئولیت پذیری در جناح (قسمت اول)![]()
مسئولیت پذیری در جناح (قسمت دوم)![]()
مسئولیت پذیری در جناح (قسمت سوم)![]()
مسجد صلاح الدین ایوبی تقدیم به اجنان ساکن دربیابان![]()
جوایز نسنجیده موسسه اندیشه![]()
رتبه های کنکور سراسری 86![]()
شهردار جدید آنهم بومی بومی![]()
از عرش تا زير فرش در قدردانی ها و ناشکري ها![]()
نگاهی گذرا بر عملکرد چند ماهه شورای اسلامی جناح![]()
مرکز بهداشت شبانه روزی یا همان خانه بهداشت قدیم![]()
ماجراهای شیخ ما ....گودالهای حاجی و شهردار![]()
عکسهای از دعای استسقا (قبله دعا) مردم جناح![]()
از انتخاب شورا تا استعفای شهردار![]()
باز هم حسینی![]()
آنچه در سال 86 گذشت![]()
... و اما موسسه اندیشه![]()
مجلس هشتم![]()
اوضاع نابسامان ورزش![]()
این بار سید بازی را باخت![]()
ما را چه شده است![]()
شهرداری و خیابانهای داغون شده جناح![]()
اسلام و دموکراسی از دید امام جمعه جناح![]()
کسب و کاری بنام زمین فروشی![]()
سخنی با خواننده![]()
در پاسخ به Diabolos![]()
اسامی پذیرفته شدگان و موسسات آموزش عالی 1387![]()
نماز قیام![]()
نماز جمعه ی ما هم برای خود حکایتی دارد![]()
اسلام ..... در کج فهمی ها و روشنفکری های دینی![]()
لوگو.
گذشته از صحرا و طبيعت سرسبز و دلچسپ امسال گويا کمي سخن از سياست نيز خوش باشد. شايد بنا نباشد باز هم با سخن راندن از چند نفر به حساب سياسي ، خاطر دوستان را آزرده کنم. اما نظر يکي از دوستان عزيز و يکي از وبلاگ نويسان خوب دهتلي مرا ايجاب به نوشتن اين مطلب نمود. هر چند که در اين چند روزه چندان مايل به نوشتن آن نبودم. اين دوست وبلاگ نويس ما (جناب رامي) عنوان نموده اند که آقاي حسيني جاي انتقاد دارد اما نه به اين صورت که شما نوشته ايد و همچنين اضافه نموده اند که جناب سيد کارهاي خيلي زيادي انجام داده اند ، مثلا ايشان اعتقاد دارند که قسمتي از درآمد مناطق آزاد کيش و قشم را بايد به استان هرمزگان اختصاص داد. دوست عزيز ، در پاسخ به شما بايد گفت که بايد احسنت و آفرين گفت به جناب آقاي سيد عبدالله حسيني که بيست سال تمام است بر سر حرف خود ايستاده اند ، واقعا ايشان ثابت کرده اند که حرف مرد يکي است. اما بنظر مي آيد ايشان فراموش کرده اند که هر حرفي را عملي خواهد. اگر اينگونه باشد که بنده به شخصه اعتقاد به خيلي چيزها دارم ، نه تنها اعتقاد دارم که بايد بخشي از درآمد مناطق آزاد نصيب هرمزگاني ها شود بلکه بر اين باور هستم که قسمتي از درآمد گمرک بندرلنگه و بندرعباس که درآمد هنگفتي است بايد عايد ما شود. درآمد نفت و گاز پالايشگاهاي استان هم اگر قسمتي به ما بدهند بد نيست. برادر عزيز ، چه فايده که اعتقاد داشتن و حرف زدن تنها ، براي ما آب و نان نخواهد شد و تا حالا هم با حلوا حلوا کردن دهن کسي شيرين نشده است.. (احتمالا اعتقاد آقاي حسيني هنوز به مرز حرف زدن هم نرسيده است). جناب رامي ، اگر آقاي سيد عبدالله حسيني کارهاي زيادي انجام داده اند که به قول شما در اين وبلاگ نمي گنجد ، لطف کنيد و قسمت ناچيزي از آن (از کارهاي کرده ، نه از اعتقاداتش) را براي خوانندگان ما ذکر کنيد شايد چيزهايي باشد و ما بي اطلاع باشيم. حال نمي خواهد از شهر ما بگوييد ، بفرماييد آنچه براي ديار شما کرده که زادگاه خودشان است. اما آنچه ما از زبان مبارک ايشان شنيده اييم رشد سرسام آور ساخت مدارس در جناح بوده که به همت خيرين ما ساخته شده است و يا احداث نيروگاه بزرگ برق در جناح است. ايشان به پول و ذکات خيرين هم افتخار مي کند ، شايد شما اطلاع نداشته باشيد اما بدانيد که تمام مدارس ، مساجد ، برکه ها ، بيمارستان ، توان بخشي ، کتابخانه ، پل ها و ... در اين منطقه نه تنهادر آن دخالتي نداشته بلکه توسط مردم جناح بنا شده است ، ايشان فقط زحمت افتتاح آنها را مي کشند. نيروگاه برقي که در جناح داير شده است هم نه ربطي به ايشان دارد و نه سودي براي مردم جناح داشته است. بناي آن از سياستهاي کلي دولت بوده براي انتقال آسان و با صرفه تر بين مناطق کشور و آنچه عايد مردم ما شده است تصرف ناآگاهانه هکتارها زمين مردم جناح مي باشد. بيست سال مدت کمي نيست ، در اين مدت هر کسي در هر پستي که باشد خودبه خود و اتوماتيک وار مي بايست خيلي کارهاي انجام شده ، داشته باشد. دوست عزيز ، شما که معتقديد آقاي حسيني جاي انتقاد دارد چرا سکوت کرده اييد. انتقاد از وظايف انساني هر فردي است که در يک جامعه زندگي مي کند. چرا ما حاضر نيستيم باور داشته باشيم که تعريف و تمجيد هاي بي مورد و سيد و آقا زدن هاي آنچناني ما را به جايي نمي رساند. در قبال بيان ده ها مورد از کارها مثبت ايشان اگر ايرادي گرفته شود جاي دوري نمي رود ، زمين و آسمان هم به هم نخواهد آمد. بنده نيز براي آقاي حسيني احترام زيادي قائلم اما اکنون او را به چشم نماينده خود در مجلس شوراي اسلامي مي بينم نه به عنوان يکي از سادات محترم گوده که شايد آن هم براي خيلي ها در جايش محفوظ باشد. واقعا خوش به حال مسئولين شاغل در منطقه ما که به راحتي و بدون هيچ گونه دغدغه اي از زيرسوال رفتن ، دوران تصدي مسئوليت خود را سپري مي کنند. احتمالا در نظر خيلي از آقايانٍ مسئول اينگونه جلوه گر مي شود که به راستي چه خوب و مفيد و با لياقت مسئوليت خود را در معرض اجرا قرار داده اند چرا که جزء تعريف و تمجيد و چاپلوسي چيز ديگري از ماها نمي شنوند. پس خوشا به سعادت ما و دولت مردان ما که آرام و آسوده در کنار هم زندگي ساده ي خود را مي گذرانيم.
[+]
نوشته شده توسط یک جناحی در 20:51
|
|
عکسهایی از شهر جناح و بخصوص تصاویری از مناظری سرسبز که حاصل بارندگیهای امسال است تقدیم حضور دوستان بخصوص همشهریان خارج از کشور شده است.
مربوط به مورخه 2007 - February - 11
سایر عکسها:
۱- منظره ای زیبا از کاشت جو ۲- منظره ای از کاشت جو ۳ - جناح در زیر باران ۴- گیاهی با گلهای زیبا
۵ - پارک انصاری ۶ - جناح بعد از باران ۷ - جناح بعد از باران ۸- بدون شرح
۹ - باز هم بدون شرح ۱۰ - بعد از بدون شرح ۱۱ - غروب آفتاب ۱۲- اندره - گیاهی خوردنی
۱۳- گلی زیبا در دشتهای سرسبز جناح ۱۴- اسب در صحرای بادی
۱۵- تصویری زیبا ازاتخان ۱۶ - دشت سرسبز سبخ ۱۷-بهمن ۱۸-بازهم دشتی سرسبزوزیباازصحرای سبخ
۱۹- گلی زیبا
[+]
نوشته شده توسط یک جناحی در 16:17
|
|
می گن در جناح اختلاف وجود ندارد.
و گفته می شود آنچه تا کنون در این وبلاگ نوشته شده و از اختلاف و کینه و دشمنی حرفی به میان آمده است حاصل تفکرات و عقاید شخصی و کینه توزی نویسنده است که تاکنون هم منتج به اختلافات اندکی گردیده که الانه در جناح بوجودآمده... ، حالا بگذریم از اینکه در شهر بزرگ جناح شاید و خیلی اندک:
مردم به دو و یا شاید چندین گروه تقسیم شده اند ، همه خود را برحق و گروه مقابل را ناحق می دانند ، هر اتفاقی می افتد همدیگر را متهم به آن می کنند. گروهی کار شایسته انجام می دهد اما حزب مخالف آن را برخلاف حقوق جامعه می پندارد.
یکی آسفالت گرم را می پسندد دیگری آسفالت سرد ، گروهی آب و فاضلاب شهری را خوب می داند و آن یکی آب و فاضلاب روستایی ، یکی از منافع سد سخن می گوید آن یکی از معایب آن. خیلی ها از زیبایی پارک انصاری تعریف می کنند و بعضی ها هم معتقدند این همه پول را می شد صرف چیزهای مهمتری کرد.
آنچه عیان است چه حاجت به بیان دارد.
من هم هیچ نیازی به مطرح کردن آنچه بر همگان روشن و آشکار است ندارم اما دل من از این می سوزد که متاسفانه خیلی از دوستان خواننده این وبلاگ را متهم به دامن زدن به اختلافات و افزایش شکاف در بین مردم متهم می کنند.
خب از حالا به بعد ما هم مثل بقیه می شینیم و هی تو این وبلاگ به تبل تو خالی خود می نوازیم و دم از اتحاد و همبستگی در بین اقشار جامعه می زنیم.
... اختلاف نداریم ، اتحاد از سر و روی ما دارد بالا می رود اصلا در شهر جناح کلمه اختلاف معنی ندارد و یا مثل خیلی از مسئولین عزیز در پشت تریبون بجای یافتن راه و چاره مناسب از اتحاد رویایی خود سخن می گوییم و یا اینکه همچون امام جمعه محترم بجای نصیحت و ارائه راه کاری مناسب ، بصورت غیر مستقیم از دو گروه اوز و خزرج در صدر اسلام و اختلافات بین آن دو قبیله حرف می زنیم.
زیاد جای دوری نرویم بیایید مثل اکثر مردم بشیم که در مجالس و محاورات عامیانه اعضای شورا و گروه مقابل را زیر و رو می کنند اما تا پای ملاقات مستقیم می رسد و در هنگام رودررویی ، بهتر و آقاتر از آنها و چاپلوس تر و دست به سینه تر از خودشان پیدا نمی شود. بارها دیده ایم که بعضی ها تا سخن از شورا و یا آقای رضایی به میان می آید چنان از دشمنی و عداوتشان نسبت به آنها سخن می گویند که گویی اگر زمانی با هم مواجه شوند خون به پا خواهند کرد اما چند بار اتفاق افتاده است که در همان گیرودار سر و کله یکی از آنها پیدا شد و آقایان کم مانده زیر پایشان سجده کنند.
واقعا در این دنیا نمی شودفکر و عقاید دیگران را حتی یک ذره تشخیص داد چون جرات بیان آن گرفته شده است. می ترسیم بگوییم که شاید فلان مسئول ، بخشدار ، فرماندار ، نماینده مجلس و ... کمی از ما دلگیر شوند و خدای ناکرده پاپوشی درست کنند و از کار بیکارمان نمایند و یک وقت از تقسیم ذکات فلان خیر محروم شویم و ... اما در عوض پشت سر ، هر چه جا دارد نثارشان می نماییم و بنده خدا را جلو هر کسی سکه ی یک پولشان می کنیم.
اما آن کسی که در کمال ادب و احترام ،گله ها ، ایرادات و حرف دلش را بصورت نوشتاری تقدیم به این عزیزان می کند ، می شود آتش بیار معرکه.
چشم از حالا ما هم می شیم مثل بچه آدم و تو این وبلاگ از محسنات شما سخن می گوییم و از کارهای نکرده تان تعریف و تمجید می کنیم و اما در پشت سر هر چه خود خواهم ... تا شاید با این کار کمی از اختلافات کاسته شود و همه در صلح و آرامش باهم زندگی کنیم.
هدفی که بنده در پی آن بودم ایجاد فرهنگ انتقاد و انتقاد پذیری بود نه اختلاف و دو به هم زنی و به جون هم انداختن دیگران.
هدف فراهم نمودن زمینه هایی است که دیگر ، بیان نظرات و اعتقادات نیازی به جرات و شهامت نداشته باشد و نه ایراد گرفتن نشانه مخالفت باشد و نه پول و مقام هم نشانه قدرت.
در شهر ما مد شده که پشت سر دیگران هر چه دلت می خواهد بگوی اما حق نداری یک کلمه حسابی را مستقیما به طرف ابلاغ کنی ، چون با این کار رسماً در صف مخالفان وی قرار خواهی گرفت. حاصل همین کارهاست که فحش و ناسزا و تهمت مانند عقده ی روانی از زبان هر کسی بیرون می آید ، چون که اجازه بیان نظرات و انتقاداتش را با زورگویی و قلدری و علم کردن پول و مقام از آنها گرفته اییم.
بنده این حرف را می پذیرم که که متاسفانه ظرفیت آنچه مورد ادعای ماست در جامعه وجود ندارد اما شما هم باید باور داشته باشید که برای رسیدن به آن باید از جایی شروع کرد ، می بایست چند نفر باشند که در همان اوایل توپ و تشرها را بجان بخرند تا اینکه سرانجام منتج به ایجاد فرهنگی گردد که مورد نظر همه است.
این نکته را به عرایضم اضافه نمایم که:
بنده به هیچ وجه دوست ندارم مثل خیلی از این آقایان و بسان آنچه در سخنرانی ها و نوشتن ها مد شده است با چند کلمه کلیشه ای و یا چاپلوسی کلّه چند نفر مسئول را بزرگ کنم ، بادی در گلو اندازم و از کارهای کرده و نکرده ی آنها تعریف و تمجید نمایم.
از هیچ کس هم نباید ترس و واهمه ای داشت ، حالا هر کسی می خواهد باشد .. فرماندار ، بخشدار ، شهردار ، نماینده مجلس و یا هر کسی دیگر. در نظر ما همه ی اینها با بقیه مردم هیچ تفاوتی ندارند. همانطور هر فرد عادی وظیفه ای دارد آنها هم هر کاری می کنند در حیطه وظیفه ی خودشان است.
اگر واقعا آنچه در این وبلاگ نوشته می شود موجب اختلاف و دودستگی است یا باید در این وبلاگ را تخته کرد و یا اینکه اینجا را تبدیل به جایی کرد برای پز دادن این و آن.
[+]
نوشته شده توسط یک جناحی در 0:0
|
|