تبليغاتX
JANAH83

گذشته از صحرا و طبيعت سرسبز و دلچسپ امسال گويا  کمي سخن از سياست نيز خوش باشد.

شايد بنا نباشد باز هم با سخن راندن از چند نفر به حساب سياسي ، خاطر دوستان را آزرده کنم. اما نظر يکي از دوستان عزيز و يکي از وبلاگ نويسان خوب دهتلي مرا ايجاب به نوشتن اين مطلب نمود. هر چند که در اين چند روزه چندان مايل به نوشتن آن نبودم.

 

اين دوست وبلاگ نويس ما (جناب رامي) عنوان نموده اند که آقاي حسيني جاي انتقاد دارد اما نه به اين صورت که شما نوشته ايد و همچنين اضافه نموده اند که جناب سيد کارهاي خيلي زيادي انجام داده اند ، مثلا ايشان اعتقاد دارند که قسمتي از درآمد مناطق آزاد کيش و قشم را بايد به استان هرمزگان اختصاص داد.

دوست عزيز ، در پاسخ به شما بايد گفت که بايد احسنت و آفرين گفت به جناب آقاي سيد عبدالله حسيني که بيست سال تمام است بر سر حرف خود ايستاده اند ، واقعا ايشان ثابت کرده اند که حرف مرد يکي است.

اما بنظر مي آيد ايشان فراموش کرده اند که هر حرفي را عملي خواهد. اگر اينگونه باشد که بنده به شخصه اعتقاد به خيلي چيزها دارم ، نه تنها اعتقاد دارم که بايد بخشي از درآمد مناطق آزاد نصيب هرمزگاني ها شود بلکه بر اين باور هستم که قسمتي از درآمد گمرک بندرلنگه و بندرعباس که درآمد هنگفتي است بايد عايد ما شود. درآمد نفت و گاز پالايشگاهاي استان هم اگر قسمتي به ما بدهند بد نيست.

 

برادر عزيز ، چه فايده که اعتقاد داشتن و حرف زدن تنها ، براي ما آب و نان نخواهد شد و تا حالا هم با حلوا حلوا کردن دهن کسي شيرين نشده است.. (احتمالا اعتقاد آقاي حسيني هنوز به مرز حرف زدن هم نرسيده است).

 جناب رامي ، اگر آقاي سيد عبدالله حسيني کارهاي زيادي انجام داده اند که به قول شما در اين وبلاگ نمي گنجد ، لطف کنيد و قسمت ناچيزي از آن (از کارهاي کرده ، نه از اعتقاداتش) را براي خوانندگان ما ذکر کنيد شايد چيزهايي باشد و ما بي اطلاع باشيم. حال نمي خواهد از شهر ما بگوييد ، بفرماييد آنچه براي ديار شما کرده که زادگاه خودشان است.

 

اما آنچه ما از زبان مبارک ايشان شنيده اييم رشد سرسام آور ساخت مدارس در جناح بوده که به همت خيرين ما ساخته شده است و يا احداث نيروگاه بزرگ برق در جناح است.

ايشان به پول و ذکات خيرين هم افتخار مي کند ، شايد شما اطلاع نداشته باشيد اما بدانيد که تمام مدارس ، مساجد ، برکه ها ، بيمارستان ، توان بخشي ، کتابخانه ، پل ها و ... در اين منطقه نه تنهادر آن دخالتي نداشته بلکه توسط مردم جناح بنا شده است ، ايشان فقط زحمت افتتاح آنها را مي کشند. نيروگاه برقي که در جناح داير شده است هم نه ربطي به ايشان دارد و نه سودي براي مردم جناح داشته است. بناي آن از سياستهاي کلي دولت بوده براي انتقال آسان و با صرفه تر بين مناطق کشور و آنچه عايد مردم ما شده است تصرف ناآگاهانه هکتارها زمين مردم جناح مي باشد.

بيست سال مدت کمي نيست ، در اين مدت هر کسي در هر پستي که باشد خودبه خود و اتوماتيک وار مي بايست خيلي کارهاي انجام شده ، داشته باشد.

 

دوست عزيز ، شما که معتقديد آقاي حسيني جاي انتقاد دارد چرا سکوت کرده اييد. انتقاد از وظايف انساني هر فردي است که در يک جامعه زندگي مي کند. چرا ما حاضر نيستيم باور داشته باشيم که تعريف و تمجيد هاي بي مورد و سيد و آقا زدن هاي آنچناني ما را به جايي نمي رساند. در قبال بيان ده ها مورد از کارها مثبت ايشان اگر ايرادي گرفته شود جاي دوري نمي رود ، زمين و آسمان هم به هم نخواهد آمد.

بنده نيز براي آقاي حسيني احترام زيادي قائلم اما اکنون او را به چشم نماينده خود در مجلس شوراي اسلامي مي بينم نه به عنوان يکي از سادات محترم گوده که شايد آن هم براي خيلي ها در جايش محفوظ باشد.

 

واقعا خوش به حال مسئولين شاغل در منطقه ما که به راحتي و بدون هيچ گونه دغدغه اي از زيرسوال رفتن ، دوران تصدي مسئوليت خود را سپري مي کنند. احتمالا در نظر خيلي از آقايانٍ مسئول اينگونه جلوه گر مي شود که به راستي چه خوب و مفيد و با لياقت مسئوليت خود را در معرض اجرا قرار داده اند چرا که جزء تعريف و تمجيد و چاپلوسي چيز ديگري از ماها نمي شنوند.

پس خوشا به سعادت ما و دولت مردان ما که آرام و آسوده در کنار هم زندگي ساده ي خود را مي گذرانيم.

نوشته شده توسط یک جناحی در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 20:51 | لينک ثابت |
 عکسهایی از شهر جناح و بخصوص تصاویری از مناظری سرسبز که حاصل بارندگیهای امسال است تقدیم حضور دوستان بخصوص همشهریان خارج از کشور شده است.

  مربوط به مورخه  2007 - February - 11 

سایر عکسها:

۱- منظره ای زیبا از کاشت جو   ۲- منظره ای از کاشت جو ۳ - جناح در زیر باران  ۴- گیاهی با گلهای زیبا

۵ - پارک انصاری                     ۶ - جناح بعد از باران         ۷ - جناح بعد از باران  ۸-   بدون شرح

۹ - باز هم بدون شرح             ۱۰ - بعد از بدون شرح       ۱۱ - غروب آفتاب  ۱۲-  اندره - گیاهی خوردنی

۱۳- گلی زیبا در دشتهای سرسبز جناح                       ۱۴-  اسب در صحرای بادی

۱۵- تصویری زیبا ازاتخان                                       ۱۶ - دشت سرسبز سبخ                                  ۱۷-بهمن                                                        ۱۸-بازهم دشتی سرسبزوزیباازصحرای سبخ

۱۹- گلی زیبا

نوشته شده توسط یک جناحی در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 ساعت 16:17 | لينک ثابت |

می گن در جناح اختلاف وجود ندارد.

و گفته می شود آنچه تا کنون در این وبلاگ نوشته شده  و از اختلاف و کینه و دشمنی حرفی به میان آمده است حاصل تفکرات و عقاید شخصی و کینه توزی نویسنده است که تاکنون هم منتج به اختلافات اندکی گردیده که الانه در جناح بوجودآمده... ، حالا بگذریم از اینکه در شهر بزرگ جناح شاید و خیلی اندک:

 

مردم به دو و یا  شاید چندین گروه تقسیم شده اند ، همه خود را برحق و گروه مقابل را ناحق می دانند ، هر اتفاقی می افتد همدیگر را متهم به آن می کنند. گروهی کار شایسته انجام می دهد اما حزب مخالف آن را برخلاف حقوق جامعه می پندارد.

یکی آسفالت گرم را می پسندد دیگری آسفالت سرد ، گروهی آب و فاضلاب شهری را خوب می داند و آن یکی آب و فاضلاب روستایی ، یکی از منافع سد سخن می گوید آن یکی از معایب آن. خیلی ها از زیبایی پارک انصاری تعریف می کنند و بعضی ها هم معتقدند این همه پول را می شد صرف چیزهای مهمتری کرد.

 

آنچه عیان است چه حاجت به بیان دارد.

من هم هیچ نیازی به مطرح کردن آنچه بر همگان روشن و آشکار است ندارم اما دل من از این می سوزد که متاسفانه خیلی از دوستان خواننده این وبلاگ را متهم به دامن زدن به اختلافات و افزایش شکاف در بین مردم متهم می کنند.

خب از حالا به بعد ما هم  مثل بقیه می شینیم و هی تو این وبلاگ به تبل تو خالی خود می نوازیم و دم از اتحاد و همبستگی در بین اقشار جامعه می زنیم.

... اختلاف نداریم ، اتحاد از سر و روی ما دارد بالا می رود اصلا در شهر جناح کلمه اختلاف معنی ندارد و یا مثل خیلی از مسئولین عزیز در پشت تریبون بجای یافتن راه و چاره مناسب از اتحاد رویایی خود سخن می گوییم و یا اینکه همچون امام جمعه محترم بجای نصیحت و ارائه راه کاری مناسب ، بصورت غیر مستقیم از دو گروه اوز و خزرج در صدر اسلام و اختلافات بین آن دو قبیله حرف می زنیم.

 

زیاد جای دوری نرویم بیایید مثل اکثر مردم بشیم که در مجالس و محاورات عامیانه اعضای شورا و گروه مقابل را زیر و رو می کنند اما تا پای ملاقات مستقیم می رسد و در هنگام رودررویی ، بهتر و آقاتر از آنها و چاپلوس تر و دست به سینه تر از خودشان پیدا نمی شود. بارها دیده ایم که بعضی ها تا سخن از شورا و یا آقای رضایی به میان می آید چنان از دشمنی و عداوتشان نسبت به آنها سخن می گویند که گویی اگر زمانی با هم مواجه شوند خون به پا خواهند کرد اما چند بار اتفاق افتاده است که در همان گیرودار  سر و کله یکی از آنها پیدا شد و آقایان کم مانده زیر پایشان سجده کنند.

 

واقعا در این دنیا نمی شودفکر و عقاید دیگران را حتی یک ذره تشخیص داد چون جرات بیان آن گرفته شده است. می ترسیم بگوییم که شاید فلان مسئول ، بخشدار ، فرماندار ، نماینده مجلس و ... کمی از ما دلگیر شوند و خدای ناکرده پاپوشی درست کنند و از کار بیکارمان نمایند و یک وقت از تقسیم ذکات فلان خیر محروم شویم و ... اما در عوض پشت سر ، هر چه جا دارد نثارشان می نماییم و بنده خدا را جلو هر کسی سکه ی یک پولشان می کنیم.

اما آن کسی که در کمال ادب و احترام ،گله ها ، ایرادات و حرف دلش را بصورت نوشتاری تقدیم به این عزیزان می کند ، می شود آتش بیار معرکه.

چشم از حالا ما هم می شیم مثل بچه آدم و تو این وبلاگ از محسنات شما سخن می گوییم و از کارهای نکرده تان تعریف و تمجید می کنیم و اما در پشت سر هر چه خود خواهم ... تا شاید با این کار کمی از اختلافات کاسته شود و همه در صلح و آرامش باهم زندگی کنیم.

 

هدفی که بنده در پی آن بودم ایجاد فرهنگ انتقاد و انتقاد پذیری بود نه اختلاف و دو به هم زنی و به جون هم انداختن دیگران.

هدف فراهم نمودن زمینه هایی است که دیگر ،  بیان نظرات و اعتقادات نیازی به جرات و شهامت نداشته باشد و نه ایراد گرفتن نشانه مخالفت باشد و نه پول و مقام هم نشانه قدرت.

در شهر ما مد شده که پشت سر دیگران هر چه دلت می خواهد بگوی اما حق نداری یک کلمه حسابی را مستقیما به طرف ابلاغ کنی ، چون با این کار رسماً در صف مخالفان وی قرار خواهی گرفت. حاصل همین کارهاست که فحش و ناسزا و تهمت مانند عقده ی روانی از زبان هر کسی بیرون می آید ، چون که اجازه بیان نظرات و انتقاداتش را با زورگویی و قلدری و علم کردن پول و مقام از آنها گرفته اییم.

بنده این حرف را می پذیرم که که متاسفانه ظرفیت آنچه مورد ادعای ماست در جامعه وجود ندارد اما شما هم باید باور داشته باشید که برای رسیدن به آن باید از جایی شروع کرد ، می بایست چند نفر باشند که در همان اوایل توپ و تشرها را بجان بخرند تا اینکه سرانجام منتج به ایجاد فرهنگی گردد که مورد نظر همه است.

 

این نکته را به عرایضم اضافه نمایم که:

بنده به هیچ وجه دوست ندارم مثل خیلی از این آقایان و بسان آنچه در سخنرانی ها و نوشتن ها مد شده است با چند کلمه کلیشه ای و یا چاپلوسی کلّه چند نفر مسئول را بزرگ کنم ، بادی در گلو اندازم و از کارهای کرده و نکرده ی آنها تعریف و تمجید نمایم.

از هیچ کس هم نباید ترس و واهمه ای داشت ، حالا هر کسی می خواهد باشد .. فرماندار ، بخشدار ، شهردار ، نماینده مجلس و یا هر کسی دیگر. در نظر ما همه ی اینها با بقیه مردم هیچ تفاوتی ندارند. همانطور هر فرد عادی وظیفه ای دارد آنها هم هر کاری می کنند در حیطه وظیفه ی خودشان است.

 

اگر واقعا آنچه در این وبلاگ نوشته می شود موجب اختلاف و دودستگی است یا باید در این وبلاگ را تخته کرد و یا اینکه اینجا را تبدیل به جایی کرد برای پز دادن این و آن.

 

نوشته شده توسط یک جناحی در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 ساعت 0:0 | لينک ثابت |
 
domain parking guide