منصور عباسی ( 1502رای، ۵۵.۶۲%)![]() |
يوسف مربوطی ( 1367رای، ۵۰.۶۲%)![]() |
عقيل مدنی ( 1356رای، ۵۰.۲۲%)![]() |
علی درخشنده ( 1342رای، ۴۹.۷۰%)![]() |
صالح احمدی ( 1327رای، ۴۹.۱۴%)![]() |
| عملکرد شورای اسلامی جناح در 4 سال گذشته از ديد خوانندگان جناح۸۳ |
|
عالی ( 12رای، 26%) |
نسبتا خوب ( 11رای، 24%)![]() |
متوسط ( 8رای، 17%)![]() |
نسبتا ضعيف ( 6رای، 13%)![]() |
ضعيف ( 8رای، 17%)![]() |
|
تاريخ پايان نظرسنجی: 1385/۱۰/2۴ |
امسال نيز با شروع تبليغات ، دو حزب بزرگ جمسي خواه و دموکرات با معرفي نامزدهايي عملا رقابت خود را براي گرفتن حداکثر آراي مردمي و متعاقبا دستيابي به کرسي هاي پارلمان سناي جناح آغاز کرده اند.
مَقيول مَدَنوف نماينده حزب جمسي خواه و مَديل رضويچ از گروه دموکرات براي پيروزي در اين دوره از انتخابات با بکارگيري روشها و حربه هاي سياسي متفاوت در پي کسب آراي مردمي و کرسي هاي بيشتري در پارلمان هستند.
به گزارش خبرگذاريها ، مقيول مدنوف در يک مصاحبه تلوزيوني عملکرد رقيب خود را در چند سال اخير زير سوال برده و عملا ايشان را متهم به ايجاد بي ثباتي در منطقه با اتکاي زور و تهديد بخصوص عليه محلات منطقه سومي کرده و همچنين با بي نتيجه خواندن طرح شهرک مرواريد بزرگ و نقشه راه (خور) ، احساس تنفر از دولت جناح را در بين ملل ديگر برانگيخته است.
تصرف و اشغال شهرک مرواريد به بهانه هاي واهي از جمله مبارزه با زمين خواريست ، نه تنها آن را ريشه کن نکرده بلکه موجب گسترش روز افزون آن در منطقه شده است.
صرف ميلياردها دلار از بودجه دولت براي ساخت راه خور که بار سنگيني را به ملت جناح تحميل نموده وضعيت اقتصادي کشور را با بحران روبرو کرده است. همچنين اعزام سربازان جناحي به اين منطقه و کشته و زخمي شدن روزانه ده ها تن از ايشان ، مردم جناح را از سياستهاي خصمانه و جنگ طلبانه به تنگ آورده است.
به نظر مي رسد شکست رضويچ و به بن بست رسيدن ايشان در باتلاق راه خور که نه راه بازگشت و نه راه برون رفتي دارد ، درصد زيادي از کرسي هاي مجلس را از دست بدهد.
همچنين مقيول مدنوف ، رضويچ را به يک مناظره مستقيم تلوزيوني در مسجد جمعه و در حاشيه اجلاس سران سه گروه جناحي دعوت کرد.
سخنگوي جناح کاخ بندر نيز متعاقبا اعلام نمود که پرزيدنت رضويچ دعوت اخير مناظره مندنوف را رد مي کند و اضافه کرد که مندنوف با اين ترفند تنها در پي موجه نشان دادن عمليات غني سازي جيب خود در منطقه است. بويژه با براه انداختن مجدد نيروگاه آب سنگين لاور ميستان ، جهانيان را به يک خطر بزرگ هسته اي هشدار داد.
ايشان همچنين شوراي گذشته را به نقص آشکار حقوق بشر ، سلب آزادي بيان و سرکوب مخالفين در دهه گذشته متهم نمود.
اين در حالي است که جناح کاخ بندر با دارا بودن صدها کلاهک هسته اي و از طرفي با حمايت مستقيم مالي از رژيم هاي دست نشانده و با ايجاد پايگاهاي سد شماره يک در جاده خور و سد شماره چهار در صحراي اتاردانه ، منطقه را با مناقشات جدي روبرو ساخته است.
به هر حال به نظر مي رسد رويارويي سياسي اين دو حزب و به راه انداختن جنگ رواني عليه همديگر روند تازه تري را بخود بگيرد و در چند روز مانده به انتخابات به اوج خود برسد.
ناگفته نماند گمانه زني هاي مطبوعات نيز در چند روز اخير آغاز شده و بر خلاف جريان موجود از روي کار آمدن دو حزب جديد کارگر و فرهنگ و پيروزي قريب الوقوع اين دو حزب بجاي احزاب مطرح صحبت به ميان آورده اند.
حزب کارگر با شعار " کار - نان - تعطيلي" در پي کسب بيشمار آراي مردمي است. اين حزب با تاکيد بر شعار " مرگ بر شنبه ، درود بر پنجشنبه " ، به هواراران خود وعده داده است در صورت ورود به مجلس ، قانوني را به تصويب برساند و طي آن شنبه را از روزهاي کاري حذف نموده و آن را تعطيل اعلام نمايد.
گروه فرهنگ نيز با شعار " درس – مشق – کلاس کنکور و ليسانس براي همه " و همچنين با وعده هايي همچون آپارتمان ، سمند و کامپيوتر به متقاضيان کنکوري ، در پي جذب جواناني هستند که با به بن بست رسيدن شوراي گذشته در واگذاري زمين به يک نوع سردرگمي رسيده اند.
البته حزب نوظهور بهداشت را هم نبايد از نظر دور داشت. اين حزب با دارا بودن چند مطب ( پايگاه ) انتخاباتي استراتژيک در سرتاسر جناح از حمايت بيماران قلبي ، هموفيلي ، کليوي ، روده اي و غيره برخوردار مي باشد که پيش بيني مي شود با شروع فصل زمستان و با آغاز سرماخورده گيها برتعداد حاميان آن افزوده گردد.
با اين حال انتخابات امسال پارلماني جناح با چالشهاي جدي تري روبرو خواهد شد.
حال بايد ديد ، با روي کار آمدن احزاب مختلف سياسي باز هم جمسي خواهان و دِلوتراکها صاحب بيشترين کرسي در مجلس عوام خواهند شد؟
گويند روزي را شيخ ما از خَرِ باغ بگذشتي ، در اين طريق به ناگاه مردماني را گريان و نالان مشاهدت نمود که از غم و اندوه خون بگريستند و جامه را در گريبان چاک کنند. شيخ را از ترحم بر ايشان تشرف نمود و بفرمود که ياايهاالناس از کدامين مصيبت باشد که همچون نخلان خشکيده اين دوباغ کمر خم کرده اشک ماتم بريزيد.
گفتند: يا شيخ به فريادمان رس که اولي الامران ما اين بانيان آب و آبادي بر ما خشم گرفتند و ما را در اين وادي ، بي کس و کار رهاييدند. هر چه التماس کنيم حاضر نشوند نام نويسي کنند و کانديد شوند.
شيخ بگفتا که خداي عزّوجلّ بر شما کفايت کناد. حال اميراني را بگيرد ، شايد چندتن نيکوتري بر بندگانش اولي کند.
گفتند ما را اين چند نفر پسنده باشد. يا شيخ از کرامتت بر ما منت نه و يا تاويتي بنما و يا از تف مبارکت در طعامي بريز تا به ايشان بخورانيم ، آنگاه شايد فرجي نازل شود و از خر لجاجت به زير آيند و دلشام نرم گردد و کانديد شوند.
شيخ را از اين سخنان اصلا خوش نيامدندی و آنگاه بديشان بگفتا که آنچه گوييد همش خرافات باشد. هيچ نگران نباشيد ، اينها همه يک نوع ناز سياسي باشد و جزئي از تبليغات. دلم روشن باشد که خداوند در روز آخر به ايشان الهام نمايد و في الفور اسم بنويسند چرا که پروردگار هيچ گاه بندگانش را بي سرپرست نگذارد.
شيخ آن را بگفت و باز هم سيرالطريق بکرد و دگربار به مردماني ديگر رجعت نمود با آن حال و احوال.
اما اينان بر همان گفته هاي پيشين اضافت نمودند که اولي امر ما يکي بيش نباشد معروف و مشهور به قهرمان خور.
اگر کرامت خويش را همچون که بر ديگران کردي بر ما هم دريغ نکني ، آنگاه به دکان اشک اشارت نمودند که چند سيخی کباب ، تو را دعوت نماييم.
شيخ بفرمود که شما نيز بد به دل راه ندهيد که ولي امر شما هم چند ساعت بعد از آن ديگران ثبت نام کند.
شيخ ما آن را بگفت و از آن صحبت رو به سوي دگر نمود.
از کرامات شيخ ما آن بودی که چون يکي کانديد نشود به يکباره و فی يوم الاخری کانديدش کند و چون آن يکي کانديد نشود را چند ساعت مانده به آخر کانديدش کند ... به حول و قوه الهي.
يکي از دوستان خواننده خواسته بودند بحثي مطرح شود مبني بر شرکت و يا عدم شرکت در انتخابات شورا.
خدمت اين خواننده عزيز عرض شود که:
اتفاقا مدتی پيش بنده نيز ذهنيتی در اين مورد داشتم. اما در پاسخ به شما بايد گفت که حضور و يا عدم حضور در انتخابات دليل مي خواهد. بايد ديد و شرايط را سنجيد.
همانطور که خودتان هم بهتر از بنده مي دانيد ، معمولا به چند دليل تاثير شرکت نکردن مردم در انتخابات مي تواند بسيار موثرتر از شرکت در آن باشد:
1- آنگاهي که احساس شود انتخاب کانديداتورها تحميلي است و با دست بردن به آراي مردم در واقع راي من وتو هيچ گونه تاثيري در تعيين آن ندارد.
2- رد صلاحيت تعداد کثيري از کانديده هاي منتخب و موردپسند مردم بدون هيچ گونه دليل موجهي.
3- نابساماني شرايط سياسي حاکم بر جامعه.
4- عدم وجود کانديده هاي دلخواه و مردمي که تنها بابودن چند کانديداتوري که احساس مي شود هيچ گونه اثربخشي در مسئوليت هاي محوله ندارند و يا اينکه با توجه به سالها حضور در اينگونه ميادين ، عدم موفقيت خود را بيش از پيش به همگان به اثبات رسانده اند.
و ديگر دلايلي که اگر در قياس با انتخابات شوراهاي اسلامي شهر جناح قرار دهيم بايد گفت که مورد اول منتفي است زيرا بر همه ما مشخص است که در محيط کوچکي مثل جناح تاثير حتي يک راي هم بخوبي ميتواند آشکار باشد. شما تصور بفرماييد اگر تعداد آراي دو کانديد برابر شود که امکان آن بسيار ممکن بنظر مي رسد آنجاست که متوجه اثربخشي راي خود خواهيد شد.
موارد دوم و سوم نيز به همين شکل منتفي خواهد شد چون به نظر نمي رسد کسي را رد صلاحيت کرده باشند و تصور هم نمي شود کانديده هاي ما به آن حد از نفوذ و قدرت دست پيدا کرده باشند که بخواهند از راه تقلب ، نتايج آرا را به نفع خود تغيير دهند.
و اما مورد چهارم که خيلي مهم و اساسي است بخصوص براي مردم جناح و منطقه...
اگر بحث ما بحث انتخابات مجلس بود با جرات تمام به شما مي گفتم که اگر باز هم نماينده هميشگي ما يعني جناب آقاي سيد عبدالله حسيني کانديد شوند ، همان بهتر که در اين انتخابات فرمايشي شرکت نکنيم. چرا؟ چون شرکت و يا عدم شرکت ما مکرراً برابر است با حضور مجدد ايشان در مجلس (البته نمي خواهم بگويم ايشان از حربه تقلب استفاده مي کنند چون در توان و قدرتش نمي بينم ، دلايلي دارد که در جاي خودش عنوان خواهم کرد) حداقل خالي بودن صندوق شهر ما بخودي خود پيام نارضايتي ما را به ايشان خواهد رساند. با زبان ديگری که نمي شه گفت. چطوري و با چه روشي مي شود به ايشان القا نمود.
حضورايشان در اواخر دوره ودر فصل انتخابات که به رای من و تو نياز دارد و درآن جلسات تشريفاتي و با آن همه اسکرت و هوادار جان در کف که عملا توان ابراز عقيده را از هر انسان با جراتي سلب خواهد کرد راهی را جز آن باقی نخواهد گذاشت.
و اما در مورد شوراها:
نمي دانم واقعا کانديده هاي ما هم شامل مورد آخر خواهند شد يا نه؟ يعني از 14 نفر حاضر ، 5 نفري که واقعا صلاحيت يک شوراي کارا را داشته باشند وجود ندارد.
منظور تنها خود شخص نيست ، همه ما يک گروه خوب را مي پسنديم.
ظاهرا از بين اين افراد ، به چشم مي خورند آقاياني صلاحيت دار. اما مشکل ما نبود فردي ايده آل نيست. مشکلي که هميشه با آن سروکله زده اييم ، فقدان يک گروه منسجم و همگون است.
فکر نمي کنيد ناهمگوني دارد در اين گروه کانديداتور بيداد مي کند. بخصوص در بين کساني که احتمال انتخاب شدنشان بيش از ديگران است.
اعضاي پيشين شورا نيز با تمام ادعاهايي که مبني بر شرکت نکردن در انتخابات داشتند (آن هم با اصرار زياد) باز هم اسامي 3 نفرشان دارد خودنمايي مي کند.!!! بايد علت را از خودشان پرسيد...
به هر حال قضاوت به شما عزيزان واگذار مي شود:
آيا شرکت نکردن در انتخابات مي تواند حلال وضعيت موجود باشد.
و يا اينکه مي شود با حضور گسترده در اين دوره ، آنچه خود مي پسنديم و به صلاح خويش مي دانيم انتخاب کنيم.
آيا مردم ما به آن حد از آگاهي دست پيدا کرده اند که با ارائه راه کاري مناسب عملا خود براي خويشتن تصميم گرفته و با دوري از تعصبات منفي رايج در جامعه ، حق انتخاب خود را بيدليل در اختيار فرصت طلبان سودجو قرار ندهند...
منتظر نظرات شما هستيم.
عکسی از دامنه رشته کوههای آلپ در اروپا ....
نه بابا شوخی کردم اينجا جناح خودمان است ..لاور تهرو.. ببينيد چه طبيعت زيبايی داره. حالا هی بگيد جناح فلان است و فلان بخصوص اونايی که تو خارج نشستند. حيف از اين زيبايی نيست که سری نمی زنند به ولايتشون
.توجه:قابل ذکر است بعضی از عکسهای جناح۸۳ و همچنين عکس پايين توسط آقای محمديان در سايت دائره المعارف جهانی ويکي پديا قرار گرفته است.
اينجا را کليک کنيد

ارسالی از طرف يکی از خوانندگان
چندتا عکس ديگه هم هست فرستادم تو قسمت "عکسهايی از زيبا شهر جناح". از اينجا هم می تونيد ببنيد از عجايب طبِعت.. نخلی با دوسر و باز هم طبيعتی بی نظير از جناح
البته يکی از دوستان وبلاگی داره با عکسهايی زيباتر.. لينک دادم بريد نگاه کنيد.
يادم مي آيد حدود 4-5 سال پيش ، تقريبا حول وحوش سال 81 ، به فکرم آمد که اگر بخواهيم در ميان سرها سري داشته باشيم و حداقل نگن جناحي ها با اين همه عظمت تو اينترنت دستي ندارند ، وبلاگي درست کنم بنام جناح ، اون هم نه يکي ، چند تا. اين کارو کردم و تو سايت پرشن بلاگ وبلاگ دار شديم با نامهاي متفاوت. شروع کرديم به نوشتن ولي انگار هر چه مي نوشتم واسه خودم مي نوشتم چرا؟ چون از نظر مَظر خبري نبود. با خودم گفتم اگه خداي ناکرده تو اين وبلاگها به کسي توهين هم بشه کسي حاضر نيست جواب بده. همين بود که همه چيز را به لقايش بخشيديم و با مشکل دار شدن سايت پرشن بلاگ بهانه اي شد براي بي خيال شدن از هرچه وب و وبلاگه.
تا همين اواخر که سايت بلاگفا اومد رو کار. ديدم بعضي ها وبلاگ شناس شدن ، خب ما هم يکي درست کرديم و مطلب نوشتيم و بعدش هم خيلي ها نظر دادند از تاييد و تکذيب گرفته تا تهمت و توهين. خوب شد اين هم يک دلگرمي بود واسه ما.
يک ماه گذشت به يک باره متوجه شدم بعضي از دوستان رو دست ما زدند و شروع کردند به وبلاگ نوشتن ، تا به خودمون اومديم جمعا تعداد وبلاگ هاي جناح که کلمه جناح را يدک می کشيدند از انگشتان دو دست که چه عرض کنم از انگشتان دودست و دوپا هم بيشتر شد. جاي بسی خوشحالي بود و کمي احساس کم آوردن. حالا بيا با اين همه وبلاگ رقابت کن اگه آدم از صبح تا شب هم بشينه مطلب بنويسه باز هم کم مياره.
اما حالا...
سري بزنيد به اين وبلاگها ، باز هم مطالب چهار پنج ماه گذشته مثل اجل معلق جلو آدم سبز ميشه. احتمالا خود نويسنده هم همين مدت نرفته براي يک بازديد خشک و خالي. شايد بعضي از دوستان يادشون رفته که روز اول چه وعده هايي به خوانندگانشون دادند "" هر روز مطلب جديد"".
شايد خدا به من رحم کرده اما واسم هيچ جاي خوشحالي نداره. نمي خوام کلاس بذارم و بگم من ديگه آخرشم و هر روزه وبلاگمو آپ مي کنم. فقط گله من از دوستان وبلاگ نويس اينه که چرا دست کشيدند؟ چرا راهي که انتخاب کردند ادامه نمي دن؟ چرا ديگه چيزي به خورد اين وبلاگ زبوم بسته نمي دن؟
شايد دلسردي از شرايط حاکم بر جامعه و شايد عدم استقبال ديگران و يا شايدهاي ديگر...
اما دوستان ، براي ترويج وبلاگ نويسي که قطعا گامي است به سوي اصلاح ساختار فرهنگ جامعه و همچنين حفظ ارزشهاي آن ، به همت شما عزيزان نياز است.
به اميد ديداري دوباره...




