تبليغاتX
JANAH83

ديروز خبرگذاريها اعلام کردند رئيس شوراي جناح نامه اي 38 صفحه اي به شرکت JDB  ارسال کرده است. جزئيات نامه به درستي مشخص نيست اما آنچه مطبوعات به صورت کلي و در سطح وسيعي به چاپ رساندن حاکي از آن است که رئيس شورا با لحني آرام مدير عامل شرکت مذبور را مورد خطاب قرار داده و از ايشان پرسيده است:

شما از کداميک از قوميت هاي رايج در جناح تبعيت مي کنيد؟ جمسي ، اوزي و يا شيخان. اگر واقعا از دستورات بزرگان اوزي تبعيت مي کنيد ، چرا در مقابل اعمال انجام شده خود و اقداماتي که جنابعالي در طول سالها زمامداري اقتصادي خود برعليه ملت جناح انجام داده اييد پاسخگو نيستيد.  بر حسب نمونه مي توان به کودتاي 2003 ميلادي اشاره کرد که در آن زمينهاي شهرک مرواريد را به تصرف خود در آورده اييد ، همچنين مسدود کردن دارايي هاي ملت جناح بخصوص بعد از همه پرسي سال  98 ميلادي و يا مانع تراشي ها و سنگ اندازي در مقابل پروژه عظيم آبرساني ، کمک هاي مالي و معنوي به مخالفين شورا در طول 8 سال زمامداري اين افراد ، نمونه ي کوچک ديگري است بر اقدامات جنابعالي. که همه ي آن با آموزه هاي بزرگان شما ، حقوق بشر و حتي ارزشهاي ليبراليسم در تناقض مي باشد.

 

همچنين رياست محترم شورا در قسمت ديگري از نامه مدير عامل JDB را خطاب قرار داده است که چرا شوراي اسلامي جناح که برخواسته از اقشار ملت جناح است را به رسميت نمي شناسد. مگر اين افراد منتخبين مردم در همه پرسي چند سال گذشته نيستند شما با اين کار رسما ناقض حقوق بشر و دموکراسي در جناح شناخته خواهيد شد.

 

شما با ايجاد شهرکهايي در اطراف جناح از جمله شهرک مرواريد ، ساکنان اصلي آن را (چه جمسي ، چه اوزي و چه شيخان) را از موطن خود بيرون رانده اييد.

سوال بنيادين من از شما اين است که آيا: راه بهتري براي تعامل با ساير اقشار جامعه وجود ندارد؟

 

البته قبل از انتشار متن کلي نامه همه بر اين عقيده بودند که رئيس شورا جناح به مسئله اصلي و نقطه بحراني روابط سياسي دو جناح يعني مسئله زمين تاکيد کرده و بر حق مسلم جوانان در دستيابي به فن آوري علمي - زميني و دفاع از حقوق از دست رفته اشاره خواهد کرد و تا حدودي منطقه را به حل اين مناقشه اميدوار کرده بود ولي بر خلاف انتظار رئيس شورا تنها به اشاره اي به اين موضوع پسنده نموده است.

 

بازتاب انتشار نامه:

انتشار نامه در سطح جناح بازتابهاي مختلفي داشت تا حدي که نماينده چپ گراي مجلس عوام و معاون سمت راست کنوني مدير عامل JDB Co در تازه ترين اظهارنظر عنوان نموده است که ضيافت شامي که هر هفته در منزل باخال انجام مي شود با انتشار اين نامه بر هم خورده است. با اين حال از اظهارنظر در مورد متن نامه خودداري کرد.

حسابدار شرکت نيز متن نامه را يک نوع موضوع تاريخي – فلسفي دانست که هيچ گونه ارتباطي با مراودات سياسي ندارد.

 

 در ضمن يکي از سناتورهاي جناحي و از نمايندگان سابق چپ گرا که عنوان مي شود يکي از کانديدهايي باشد که توسط حزب کارگر در انتخابات شوراها معرفي خواهد شد ، انتشار نامه مزبور که در چند سال گذشته کمتر به اين شکل ارسال شده است را برگ برنده ايي به نفع اعضاي شورا مي داند.

 

خب به هر حال انتظار مي رود ارسال اين نامه مقدمه اي بر ايجاد روابط بين دو گروه در جهت حل مشکلات موجود در شهر جناح باشد.

 

البته قرار است در چند روز آينده وزراي خارجه 3 حزب جناح(جمسي ، اوزي و شيخان) در جلسه اي که قرار است در محله ي بيست دستگاه برگذار شود آخرين تحولات جناح بخصوص مسئله زمين را مورد بررسي قرار دهند. به نظر مي رسد اين سه حزب با ارائه مشوق هايي ، سعي کنند که شورا را وادار نمايند فعاليت هاي صلح آميز زميني خود را به حالت تعليق در آورد.

 

اين در حالي است که رئيس شورا در تازه ترين اظهار نظر که بعد از بازگشت از بندرعباس انجام داده بود عنوان کرده است که تنها مشوق براي شورا اجراي صحيح قانون سازمان منابع طبيعي و زير نظر شوراي حل اختلاف مي باشد.

نوشته شده توسط یک جناحی در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 ساعت 14:35 | لينک ثابت |

جمعه ها در تمام شهرها و روستاها گردهمايي برپا مي شود براي اداي فريضه اي که خداوند آنرا مستقيما در قرآن کريم فرض نموده است. ارزشي که خداوند به آن اختصاص داده بدان جهت است که با ايجاد گردهمايي در هر هفته مسائل ديني و احکام عبادي که وظيفه هر مسلمان است را به آنها يادآوري نموده و از طرف ديگر فرصتي پيش آيد تا مسائل و مشکلاتي که در هر جامعه وجود دارد به بحث و بررسي گذاشته شود ، راه حلهايي که براي آن پيش بيني شده است به گوش عموم مردم برسانند.

جناح خودمان هم از اين امر مستثني نيست. جمعه هر هفته مسجد بزرگ شهر ما مملو از مردم اعم از پير و جوان ، زن و مرد و ... مي شود و خطيبان محترم هم به ايراد خطبه مي پردازند.

حال مبحث قابل طرح:

آيا ما توانسته اييم آن چنان که بايد و شايد از اين فرصت گرانبها استفاده کرده ، آنچه که ما احساس مي کنيم که به طريقي بايد با مردم درميان گذاشته شود در خطبه نماز جمعه ايراد گردد.

بله ، اطلاعيه هاي خانه بهداشت ، شهرداري و مدارس به وفور به اطلاع مردم رسانده مي شود. اما به نظر مي رسد مشکلات بسيار بزرگتری از واکسن زدن ، جمع آوري زباله و سر موقع ثبت نام کردن در مدارس هم وجود داشته باشد. عموم مردم هم از آن اطلاع دارند چون در مجالس و خانه ها به کرات از آن نقل مي شود ، خطيبان محترم هم از آن آگاهي دارند ولي آيا راه حلهايي که اين آقايان با توجه به علم و دانايي خود و وظيفه اي که مکلف به اداي آن هستند در ذهن دارند در گوشه ايي از خطبه هفتگي قرار داده اند.

هفته هاست در خطبه نماز جمعه جناح جزء مسائل عبادي و احکام از موضوعات ديگر سخني به ميان نمي آيد.

بله اطلاعات ديني ، مسئله ايي است که حتما بايد بخش زيادي از خطبه را به خود اختصاص دهد ، هر چند که بعضي از موارد بيان شده در نماز جمعه جناح که در هفته های اخير ايراد شده بيشتر به درد کلاسهای درس مي خورد تا نماز جمعه (نحوه شست وشوي ميت ، موردي است که اگر افراد محدودي از جامعه از آن اطلاع داشته باشند کفايت مي کند حال که ما شاهد اختصاص دادن چند هفته به اين موضوع بوديم). به هر حال از مشکلاتي که در جامعه کوچک ما وجود دارد به هيچ عنوان صحبتي به عمل نمي آيد.

احساس مي شود خطيبان نماز جمعه جناح يک نوع محافظه کاري را در دستور کار خود قرار داده اند. به زبان ساده تر نمي خواهند خودشان را جلو مردم خراب کنند از اينکه دهن به دهن از ايشان سخن گفته شود ابا دارند. مگر مي شود در جامعه امروز ما ، برويد بالاي منبر و انتظار داشته باشيد که در موردتان چيزي گفته نشود. به هر حال اداي مسئوليتي که بر عهده شماست بسيار سنگين تر از سکوت در برابر واقعيات است.

چه مي شود در خطبه هاي نماز جمعه جناح هم در مورد مسائل روز کشور و حتي جهان صحبت شود.

کسي که به عنوان خطيب به بالاي منبر مي رود بايد توانايي تجزيه و تحليل و ارائه نظر و پيشنهاد در مورد اين مسائل را داشته باشد.

بياد دارم در يک مسافرت  ، نماز جمعه را در يکي روستاهاي دورافتاده خواندم ، خطبه اي که توسط امام جمعه آن روستا بيان مي شد ، خيلي زيبا و با زباني شيوا مسائل روز کشور را به تجزيه و تحليل مي کشاند. حال مي بينيم که در شهر کوچک ما بايد از گفتن خيلي چيزها که مربوط به شهرمان می شود صرف نظر کرد. مگر ما ادعاي علم و فرهنگ نداريم مسلما خطيبان ما هم از لحاظ علم و آگاهي هيچ گونه نقصي ندارند. ولي آنچه موجب عدم بيان آن مي شود چيزي است که بايد از خود ايشان پرسيد.

 

نوشته شده توسط یک جناحی در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 ساعت 23:12 | لينک ثابت |

گفتم يه چند روزي در اين وبلاگ چيزي ننويسم .

ديدم نه ، نمي شه بايد به خيلي ها جواب داد ، اما نه به هر کس چون بعضي ها آنچنان که بايد و شايد نه فنون نوشتاري را رعايت مي کنند و نه اصول اخلاقي را. بطوريکه خيلي ها  فراموش کرده اند که در بسياری از مواقع بايد در نوشته ها جايي هم برای مقوله احترام به ديگران در نظر گرفت.

خب در اين چند روز همه نظر دادند ، بعضي ها ايراد گرفتند و بنحوي از طرز بيان و نوشتار بنده در اين وبلاگ انتقاد کردند. دستشان درد نکند ، من هم با جان و دل مي پذيرم تمام ايرادات مطرح شده را. چون خود ادعاي نقد و انتقاد دارم و اصولا اين وبلاگ را در اين راستا راه اندازي کردم که تا حالا هم چنين بوده و ان شاءالله چنين هم خواهد  بود.

خيلي ها هم موضوعات مطرح شده را در خلاف جهت منافع شخصي و يا گروهي خود تشخيص دادند و اصرار دارند به اينکه چرا از اين نگفتي و از آن ننوشتي. مثلا يکي گير مي ده به مسئله جديد و مدروز جامعه جناح ، يعني سرد و گرمي آسفالت شهرداري ، نمي دانم از کي تا حالا همه واسه ما آسفالت شناس شدند آن هم از نوع گرم و سرد. خب خدا را شکر يکي پيدا شد و جوابيه ايي در نظرات به ثبت رسانيد و تکليف سرما و گرماي آسفالت هاي جناح را مشخص کرد.

جالب است نحوه درک و تشخيص عزيزان خواننده در مورد موضوعات مطرح شده در وبلاگ. مثلا در مورد همين موضوع اخير (تنديس هاي سبز رنگ ...) همه آن را بر خلاف عقايد خود مي بينند. يکي مثل مورد قبل گير داده به سردي و گرمي آسفالت و از طرفي ، اخيرا هم يکي پيدا شده که براي تفهيم عقايد خود خاطرات گذشته خويش و داستان گرگ و گوسفند را مطرح مي کند ، جکي تعريف مي کند و يا في البداعه شعري مي گويد که حالا چي؟ يعني شما ها يک مشت آدمهاي بي مصرفيد که براي بيرون آمدن از انزوا به جاي داد و فرياد و فحش و ناسزا در ملاعام به نوشتن وبلاگ رو آورده اييد.

خدمت شما همشهري عزيز عرض کنم اگر مسئله وبلاگ و بطور کلي اينترنت براي جنابعالي موضوعي تازه و جديد است و تازه در اين چند روز اخير است که با مو ضوعاتي مانندايميل و ... آشنا شده اييد خدمتتان يادآوري کنم که در همين جناح خودمان حدود 6 ويا 7سال است که همه از اين موضوعات سر در مي آورند و اکنون هم که به يک رسانه فراگير تبديل شده است.

اکنون ديگر دوران داد و فرياد و عربده کشيدن و اطلاعيه چسپاندن بر در و ديوار و کوچه و بازار گذشته است، ديگر نيازي نيست که براي رساندن نظرات خود منتظر يک گردهمايي شويد تا از فرصت استفاده کرده و هر چه در دل داريد بريزيد بيرون.

حال سوالي دارم خدمت شما: اگر بر فرض مثال ، بنده بيايم در مسجد جمعه موضوع مطرح شده در وبلاگ را براي عموم مردم بيان کنم آيا شما جرات خواهي کرد پاسخي که در قسمت نظرات به ثبت رسانديد در آنجا هم بيان کنيد. به نظرم نمي آيد شهامت چنين بياني در شما باشد چون نظر شما در وبلاگ با شخصيت ظاهري تان در جامعه جناح از زمين تا آسمان متفاوت است. هرگز دلتان نمي آيد پايگاه اجتماعي خود را به عنوان يک شخص فرهنگي در بين اقشار مردم خراب کنيد.

البته بنده از نظرات و انتقادات خوانندگان استقبال مي کنم به شرطي که از تهمت و افترا و بي احترامي بدور باشد. تاکنون هم خيلي ها با دليل و مدرک ، نوشته های من را به باد انتقاد گرفته اند که بنده هم پذيرفتم.

خب به هر حال هر کسی شخصيتی دارد...

نوشته شده توسط یک جناحی در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 ساعت 23:24 | لينک ثابت |
نمونه ايي از پول رايج در جناح

نوشته شده توسط یک جناحی در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 ساعت 7:0 | لينک ثابت |

مثل اينکه شهرداري جديد التاسيس ما آمده ثواب کند کباب شد. اين شهردار عزيز نه اينکه از کوير آمده است علاقه زيادي به ايجاد فضاي سبز دارد ، مي خواست خيابانهاي جناح را چنان در زير شاخ و برگ درختان بپوشاند که هر کس وارد جناح مي شد بگويد عجب شهرداري ، نخلي که سالهاي سال بايد انتظار کشيد تا به بار بنشيند اين آقا دو روزه بزرگشان کرد.

عجب توقعاتي از اين درخت بي زبان دارند. سالهاست که در جناح نخل مي کارند ولي نه به اين شکل. مثل اينکه شهردار محترم نخل را با گلهاي زينتي اشتباه گرفته اند- نا سلامتي واسه خودش مهندسه – هر چيزي راه و روش خاص خود را دارد.

آمده اند نخل را در يک متري خيابان مانند يک چوب خشک در خاک فرو برده اند هيچ کس نبود به اين آقا بگويد فردا که اين نخلها سر از آسمان در آوردند فضاي زيادي از آسمان را گرفت و ماشينها براي برخورد نکردن با آن بايد در جاده هاي پر چاله و چوله شهر مانور بدهند. بعد بيا و درستش کن ، يا بايد درخت بي زبان را از ته بزنيد و يا اينکه آنقدر صبر کنيم تا صد و بيست سال بعد کله نخلهاي موجود به بالاتر از حريم خيابان برسند. آيا چاره ديگري هم هست؟ مي شود نخل هم مانند ديگر درختان ، شاخه هاي يک طرفش را قطع کرد ما که تا حالا چنين چيزي نديده ايم خب خدا را شکر اين درختان از خودشان فهميدند و خشک شدند..

جناب شهردار شما که با بودجه اندک خود لطف کرديد و هزينه فرموديد و درخت خريديد(حالا بماند چون و چراي آن که از کجا خريديد و ...) بايد اصول کاشت آن را از متخصصين اين درخت که در جناح هم فراوان است مي پرسيديد. هر انسان ساده و عادي به شما مي گويد که اين راه و رسم درختکاري آن هم از نوع نخل نيست که يک وجب در خاک و بقيه اش مانند بت نمايان باشد.

و اکنون تندیسهای زردرنگ

حال که هر چه کاشتيد نابود شد و هزينه ها هم بر باد رفت – فداي سرت – بيا و از الان به بعد روي پروژه هاي بعدي ، از اطرافيانت نظر بخواه و يا حداقل بشين و يک کمي روي آن فکر کن.

 

نوشته شده توسط یک جناحی در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 ساعت 21:12 | لينک ثابت |

قبل از پاسخ به نظر جنابعالي اين اطمينان را به شما بدهم که از ابراز نظر خود در وبلاگ و انتقادات مطرح شده بسيار خوشحالم و هيچ رنجش خاطری هم بوجود نيامده است اميدوارم باز هم نظرات خود را از بنده دريغ نفرماييد.

و اما پاسخ به شما:

 

انگار از اينکه به شما برچسپ طرفداري شورا زده مي شود ناراحت می شويد. مگر چه عيبي دارد از شوراي شهر خود طرفداري کنيد. بنده افتخار مي کنم اگر طرفدار کساني باشم که احساس مي کنم براي ما زحمت مي کشند. کجای اين واژه برای مردم ما خفت آور است ، هر کسی با توجه به تفکرات و تعلقات خود از کس و يا کسانی جانب داری می کند که اين گونه هم است. و در پاسخی که  به نظر شما داده بودم هرگز اين واژه به اصطلاح خودتان" خفت آور" را به شما نسبت ندادم ، تنها منظور من آن بود که اگر و بر فرض محال شما طرفدار شورا هستي بايد اينگونه باشد.

 

تا کنون در نوشته هايم ادعاي بي طرفي نکرده و نخواهم کرد اين چيزي است که شما به آن رسيده اييد واز طرفي انسان بخاطر شرايط زندگي و ارتباطات موجود به يک سمت خاص گرايش دارد که دوری از آن هم در خيلی از مواقع غير ممکن است.

انسان حقيقت بين با ديد خردمنانه اي هم نيستم اما سعي مي کنم که باشم.

 

فکر نکنم کسي جلو شما و بقيه آدمها (چه طرفدار سينه چاک و چه انساني مثل شما که نه طرفدار کسي است و نه بي طرف) را گرفته باشند تا نتوانيد از والا با ديد حقيقت بين و خردمندانه بر امورات شهر خود نگاه کنيد و انتقاداتي که بر خود و شهر خود روا مي دانيد را بيان نماييد. متاسفانه شما فقط براي اثبات بعضي از مسائل تنها موارد و مشکلات شورا را تاييد مي کنيد و جرات بيان ديگر مشکلات اين افراد را به خود نمي دهيد ولي در مورد مسائلي که مربوط بديگران است ، همه را يکجا رديف کرده و خواهان مطرح شدن آن هستيد.

متاسفانه در شهر ما ، در مجالس و گفتگوهاي عاميانه ، همه بي طرفند و هزار و يک فکر و ايده هم در سر دارند که بهتر است اين شود و يا آن شود ولي در عمل هيچ کس جرات ابراز عقيده در ملاعام و يا قبول مسئوليت را بخود نمي دهد اگر چه اين کار به نفع مصالح شهر باشد. مثال بارز آن انتخاب شهردار توسط شورا بود که با وجود افراد به اصطلاح با فرهنگ و تحصيل کرده فراوان در جناح هيچ کس حاضر به گرفتن اين مسئوليت مهم نشد.  اگر موردي ديگر را مثال بزنيم مي توان به خطبه هاي نماز جمعه اشاره کرد که خطيبان محترم با محافظه کاري در ايراد خطبه بجز  درباره احکام و مسائل ديني به هيچ مورد ديگري اشاره نمي کنند هر چند که به گفته شما شهر نوپاي ما مملو از مشکلات است.

 

شما درست مي فرماييد ، موضوعات و مسائل زيادي وجود دارد شايد از موارد مطرح شده مهمتر که به آن اشاره نشده است ولي قبول بفرماييد که من هم نويسنده چيره دست و خلاقي نيستم که در مدت کوتاهي تمام مشکلات شهر را به تفسير بکشم از توان من هم بدور است ، وقت و زمان هم اجازه چنين کاري را نمي دهد. اگر متوجه شده باشيد اين وبلاگ بيشتر از يک ماه نيست که راه اندازي شده است و از طرفي بقول خودتان که وضع مالي را دليل وقفه چند روزه در اتصال به اينترت مي دانيد اين مورد براي من هم صدق مي کند.

در اين چند روزه مسائل و موضوعات متفاوت از مطالب حاضر را براي ثبت در وب لاگ انتخاب کرده بودم که با اين اوصاف و طرز بيان شما(و احتمالا ديگران) که مرا متهم مي کنيد که نوشته هايم صرفا در جهت اثبات بي طرفي است از درج آن در چند روز آينده صرف نظر مي کنم. چون به احتمال فراوان با مطالعه ي اين مطالب که مربوط به افراد ديگري است ، شما آن را صرفا در جهت اثبات بي طرفي و يا خنثي سازي مطالب پيشين قلمداد مي کنيد.

نوشته شده توسط یک جناحی در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 ساعت 0:43 | لينک ثابت |

دورانی نه چندان گذشته ، چند هفته يک بار بعد از نماز جمعه بايد می نشستيم و گوش می سپرديم به سخنان گهربار سخنگوی محترم شورا.

آخرين دست آوردهای فعاليت شورا ، اهم موضوعات را تشکيل می داد. آب اين مايه گرانبها که به گفته عقيل مدنی بارها خداوند در قرآن کريم هم از آن ياد کرده است ، حدود 95% از بيانات اين جنابان را تشکيل می داد. دست شان درد نکند ، زحمت کشيدند ماهم اين همه زحمت را ارج می نهيم چون تا پای جان رفتند ، البته کتک هم خوردند و اينقدر کندند و کندند تا به آب رسيدند. ماهم اکنون مفت و مفت نشستيم و از آن استفاده می کنيم البته نه برای خوردن چون که آب برکه کجا و آن کجا؟

5% آخر هم شامل سفارشات و نصايح پدرانه رئيس محترم شورا می شد مبنی بر اينکه ما سوا از هم نيستيم ، ما از شما و شما از ما هستيد و در بين ما اختلاف معنی ندارد.

به هرحال تمام مشکلات جناح با آب حل شد و بقول بعضی ها پروژه آبرساني به جناح از کارهايي است که در چند سال گذشته کمتر اتفاق افتاده است. خب الحمدلله که ديگر مشکلی وجود ندارد و ديگر هيچ نيازی به حضور اعضای محترم شورا در پشت تريبون نماز جمعه وجود ندارد ، اگر مشکلی هم باشد به بزرگی معضل آب که نمی رسد. اين پروژه با آن عظمت را توانستند حل کنند ساير مشکلات که واسه شورای ما عددی نيست ، اصلا نيازی به صحبت کردن درباره مسائلی مثل واگذاری زمين و... نيست. به قول آقای مدنی خود جوانان بروند و پيگيری کنند. حتی بروند در بنياد مسکن تجمع کنند و خواهان حقوق از دست رفته خود شوند همچنان که به دفتر شورا حمله کردند و زدند و کوبيدند تا آخر کسی پيدا شد و قول واگذاری زمين داد و دلمان برای يک هفته ای خوش شد.

اصلا در شان شورای جناح نيست که به مسائلی به اين کوچکی فکر کند. ايشان قهرمانان آبرسانی به جناح هستند ، برای خيلی ها هم کفايت می کند. خب به هر حال اين هم دليل نمی شود که از ديدن چهره اين عزيزان محروم شويم و بعد از ادای نماز جمعه بدون شنيدن نصيحت به خانه برويم.

البته نيازی به صحبت کردن در مورد مسائلی که به شورا ربط ندارد مثل همان مسئله کذايي نيست ، بيايند درباره همان آبرسانی صحبت کنند بخصوص اين چند مدت که يک کمی و خيلی نا چيز آب قطع نمی شود.

 

برای ديدن کاريکاتوراينجا را کليک کنيد.

نوشته شده توسط یک جناحی در جمعه یکم اردیبهشت 1385 ساعت 23:0 | لينک ثابت |
 
domain parking guide