یک وبلاگ جدید بنام 2Garden راه اندازی شده اگه سری به آن بزنند بد نیست، نوشته های جالبی دارد.
در خصوص مطلب پايين که در مورد مبحث پيچيده واگذاري زمين مطرح شده بود يکي از همشهريان نظري عنوان نموده بودند مبني بر اينکه مقصر اصلي مشکلات مطرح شده ما جوانان هستيم و اصولا اعضاي شورا در اين ماجرا بي تقصيرند و ايشان تمام سعي خود را براي حل موضوع بکار گرفته و حتي در اين بين فراتر از وظيفه خود نيز عمل کرده اند. از طرفي اين خواننده محترم ، عضو جدامانده شورا را مقصر اصلي تمام مشکلات مطرح شده مي داند.
بنده هم منکر اين گفته شما نيستم اما متاسفانه در شهر جناح هرگاه نامي از شورا برده مي شود به يکباره فقط نام چهار تن از اعضا در تصور ما مجسم مي شود. ولي خدمت خواننده عزيز عرض کنم که تعداد اعضاي شوراي شهر جناح مانند تمام شهرها و روستاهاي ايران عددي فرد است و شوراي ما هم 5 نفره است. انتقادي که از از شورا انجام مي شود (لااقل در اين وب لاگ) معطوف به هر 5 نفر مي باشد.
با اين حال ، اگر فرد مذکور را جدا از اين افراد بدانيم ، باز هم با نوشته شما موافق نيستم. هر چند به خدماتي که اعضاي اصلي شورا در اين چند سال طولاني براي شهر جناح انجام داده اند هم نبايد بي توجه بود. ولي اين حقيقت را نيز بايد پذيرفت که اين آقايان در خيلي از موارد با تعصبات و لجبازيهاي بي مورد موانع موجود را دوچندان کرده اند.
شما از بي خيالي جوانان حرف مي زنيد و معتقيد که خود جوانان بايد پيگير قضيه باشند و حق خود را بگيرند. به نظر شما وقتي مسئولين ما که هم از لحاظ مقام و منسب و هم از جهت توان مالي و آشنايي با راه و چاه موضوع قادر به هيچ کاري نيستند ، چطور از يک جوان و فرد عادي مثل من و شما کاري بر مي آيد. مگر ما به اين آقايان راي داده اييم که خودمان وظيفه ايشان را انجام دهيم.
شما از بي تفاوتي جوانان صحبت مي کنيد. براي ماهم ثابت شده است که جنابعالي و ديگران چندين بار به دفتر شورا رفته و خواهان حقوق از دست رفته خود شده اييد. خب ، اکنون من هم از شما مي پرسم که در اين گيرودار، چند درصد از مشکلات بوجود آمده را توانستيد حل کنيد مگر به قول خودتان بجز جنگ و دعوا و فحش و ناسزا چيز ديگري هم در ميان بوده است و آخر سر هم آن عضو جا مانده با وعده وعيدهاي دروغين ، شما را به سر زمينهايي برد که هيچ گاه براي ما زمين بشو نشدند.
هدف من از نوشته پايين صرفا انتقاد از عملکرد اعضاي شورا نبود. بنده مي خواستم از ايجاد يک نوع فرهنگ نادرست صحبت کنم که سالهاست گريبانگير ما جناحي شده است. اصولا در شهر جناح هر گاه از کسي ايراد گرفته مي شود مردم سريعا او را به گروه مخالف نسبت داده و فرد منتقد از سوي طرفداران آن جناح به شدت کوبيده مي شود.
هر چند من در حادثه اي که در دفتر شورا رخ داد حضور نداشته ام اما قطعا جنابعالي از اقداماتي که توسط چند تن از جوانان که در سالهاي گذشته صورت گرفته بي اطلاعيد. اين افراد که از هيچ گونه تعصبات جناحي برخوردار نيستند و تنها به خاطر انتقاد از يک موضوع ساده که بصورت محرمانه صورت گرفته بود چنان از سوي طرفداران شورا به باد تهمت و افترا گرفته شدند که باعث شد آن را به لقايش بخشيده و دست از اقدامات خود بکشند و آبرو و حيثيت خود را براصلاح امور شهرشان ترجيح دهند. اين در حالي است که موضوع مطرح شده در رابطه با مساله زمين بسيار ناچيز بود. حال بياييم از زمين حرف بزنيم ، آنجاست که برچسپ مخافت با شوراي محترم تا ابد بر پيشاني من و شما حک خواهد شد.
به نظر من تا زماني که اين فرهنگ در ميان مردم وجود دارد مشکلات ما حل شدني نيست و بايد بفکر چاره اي دگر بود.
اينهم کاريکاتور مرتبط به اين موضوع.
مطلبي که در زير به سمع و نظر شما مي رسد موردي است که ساليان سال در جناح ،صحبت کردن درباره آن جرم تلقي شده وبا متخلف برخورد و او را در انزواي شديد اجتماعي قرار خواهد داد. علاوه بر آن او را منتسب به جناح چپ افراطي کرده و داد و ستد و مراودات اجتماعي را تا اطلاع ثانوي از سوي طرفداران گروه اکثريت تندرو قطع مي شود ، تا شايد فرد مذکور بر سر عقل آيد و دست از پافشاري برداشته و مثل بچه آدم ، آرام و ساکت بشيند تا فرجي نازل شود و معجزه اي رخ دهد و حداقل قبل از عروج از اين دنيا ، اين مهم دست يافتني گردد.
بهر حال ، اين بار دل به دريا زديم و در باب واگذاري زمين به جوانان مطلبي نوشتيم. البته مسئولين امر نگران نباشند ، من قصد ندارم باز هم موضوع تکراري و حرف دل جوانان که ما خواهان زمين هستيم را براي هزار و چندمين بار به ميان بکشم و يا خداي ناکرده اين قشر در به در و حيران را بر عليه شما مسئولين که هميشه خير خواه امت جناح بوديد بشورانم. هدف من از اين نوشته تنها بيان پيامدها و نتايج اين رويداد مهم تاريخي است:
جوانان جناح هر چه زدند به در بسته زدند و آنگاه که ديدند نه دستشان به جايي مي رسد و نه گوشي است که در اين بين باشد بدهکار ، بي کار ننشسته و مصلحت در آن ديدند که خود فکر چاره اي باشند و راههاي مختلف را براي رسيدن به آن بيازمايند که ما هم يک مورد از اين ابتکارات را مورد بحث قرار خواهيم داد:
سال پيش که باراني باريد و زمينها سرسبز و خرم شد ، گروهي از مردم از اين رحمت خدادادي استفاده کرده و زمينهاي زيادي را شخم زدند حتي زمين فوتبال.
با اين ادعا که زماني پدران ما در اين زمينها جو مي کاشتند و ما هم راه آنها را ادامه مي دهيم. اما بعد از چند ماه که علفها به زانوان انسان مي رسيد ، تنها جايي که مثل اول خشک و بياباني بود همين زمين هاي شخم زده بود. چرا ، چون در آنجا جويي نکاشته بودند که چيزي سبز شود. خب اين هم راهي است براي ستاندن حق قبل از اينکه خورده شود و همين امر هم موجب رشد سرسام آور قيمت زمينهاي مذکور شد بطوريکه يک تکه زمين کوچک در صحراي بادي به ميليونها تومان به فروش مي رسيد. به اين منظور خيلي ها هم در اين فکر بودند که شايد جد و آبايشان ، زماني ، جايي چيزي کاشته باشند تا في الفور سروقتشان روند و شخم بزنند و بندکشي نمايند تا شايد دستشان به جايي برسد و حداقل ساليان بعد بچه ها و نوادگان شان صاحب زمين شوند و با خيالي راحت و بدون اينکه منتظر باشند تا مسئولين آن زمان بفکر تقسيم زمين بيفتند و بدور از هر گونه مشاجره ، از مالکان بزرگ زمين محسوب شوند ، کاري که اگر زماني پدران ما انجام داده بودند حداقل ما هم در شهرک مرواريد زمين داشتيم.
با اين حال در آينده نه چندان دور ما شاهد ايجاد شهرک هاي جناحي نشين در جنوب مزه ، کناره باختري رود مهران ، پس اتخان ، حائل دودروا و در کنار گاوداريها و دامداران عزيز خواهيم بود.
به اميد داشتن زمين بيشتر

برای مشاهده عکس اینجا را کلیک کنید.
به سلامتی سال 85 هم شروع شد ،این روزها در استادیوم بهزیستی جناح چه غوغایی به پاست همه از بخل و بخشش این تیم جناحی صحبت می کنند. دیروز دعوت از پیشکسوتان فوتبال ایران و امروزهم برگزاری مسابقات فوتبال و صرف میلیونها تومان پول و دعوت از چند تیم به اصطلاح مطرح از گوشه و کنار منطقه. از همه جا آمده اند: بستک ، لار ، لنگه ، کهتویه ، دهتل و .... اما از شهر میزبان فقط یک تیم.
راستی در شهر بزرگی مثل جناح چند تیم فوتبال وجود دارد. عجیب است همین بهزیستی 10 سال از عمرش نمی گذرد ولی فوتبال جناح سالیان سال است که با تیمهای مختلف افتخار آفرینی کرده است.
زیاد به حاشیه نرویم ، چرا اکنون که خیرین جناح لطف کردند و استادیوم ساختند و چمن کردند و حالا هم میلیونها پول جایزه گذاشتند ، باید آنها جمعا در جیب چند تیم غریبه بریزیم ، تیمهایی که تا زمانی که بوی پول به مشامشان می رسد دوست می شوند و دعوت نکرده برای حضور در این دوره سر از پا نمی شناسند. و دیگر تیمهای جناح را به بهانه های مختلف فراموش کرده و آنها را از یک دعوت خشک و خالی هم بی نصیب شان کردند.
البته چهار دیواری و اختیاری ، این باشگاه خود می داند که چقدر خرج می کند و از چه کسی دعوت.
ولی باشگاه بهزیستی بداند که شادروان مهندس قادری که این دوره را به نام او برگزار کرده است اهل اخلاق و معرفت و فرهنگ بوده و زادگاهش هم شهر جناح و اگر الان هم در بین ما بود هیچگاه راضی به ایجاد تفرقه دربین اقشار مردم نمی شد و از طرفی مگر باشگاه بهزیستی نام فرهنگ و ورزش را در کنار هم بر خود ننهاده چرا اکنون که پای پول در میان است مردم جناح را فدای تعصبات بیجای خود کرده اند. ما هیچگاه از دیگر تیمهای جناحی طرفداری نمی کنیم ، "گازال" و "تلاش" خود به اندازه کافی مشکل دارند ولی هیچگاه جواب بدی را با بدی نمی دهند. شما بیایید به جای شعار ، فرهنگ سازی کنید و در پی اصلاح دیگران باشید چونکه با ضدیت و اعمالی که از این قبیل اختلاف را دو چندان خواهد کرد. چه خوب بود که با دعوت از تمام تیمهای جناح اختلافات موجود را به حدافل می رساندند.
در پایان توجه باشگاه مزبور را به این نقطه جلب می کنم که فوتبال دوستان جناحی شما را با بقیه تیمها دوست دارند نه جدا و بدور از دیگران.
یکی از امتیازات منطقه ما وجود با برکت خیّرینی است که از سالهای دور با صرف هزینه های گزافی اقدام به ساخت مراکز دینی ، فرهنگی ، آموزشی و غیره کرده اند و با جرات می توان گفت که این کار نه به خاطر خود و خدای ناکرده ریا بوده است بلکه آن را راهی می دانند برای رسیدن به رضای خدا و همچنین وظیفه ای است که خود را مکلف به ادای آن و خدمت رسانی به مردم خود تلقی می کنند. واینکه خداوند در قرآن کریم بارها لفظ انفاق اموال را بعد از فریضه های نماز و روزه آورده است خود دلیلی است بر اهمیت آن ، و خیّرین ما هم به خوبی این مهم را درک کرده و به آن عمل می کنند
اما هدف از نوشتن این مطلب تنها روشن کردن این موضوع نیست زیرا که این چیزی است عیان که حاجتی به بیان :هم ندارد ، بلکه هدف ، آگاه کردن خیّرین محترم به چند نکته اساسی است
همانطور که قبلا هم گفته شد هدف خیّرین از وقف اموال خود، کسب ثواب است و وجود مساجد زیاد و متعددی که در شهر ما وجود دارد و توسط این افراد ساخته شده است خود دلیلی بر این مدعاست. اما سوالی که در این میان مطرح می شود این است که آیا از دید خدا تنها ساخت مسجد اجر و ثواب دارد ، البته در مورد اهمیت و اولویت ساخت مسجد و تاکید زیادی که پیامبر اکرم - صلّ الله علیه و آله و سلم – در مورد آن داشته اند هیچ گونه شک وشبهه ایی نیست . اما خدمت خیّرین محترم عرض می شود که آیا شهر کوچکی مانند جناح که کمتر از 6 هزار نفر جمعیت دارد ، حدود 14 مسجد کفایت نمی کند و باز هم مسجد مورد نیاز است.
اگر اندکی دقت کنیم و تعداد جمعیت واجد شرایط نماز خوان در مسجد را بر تعداد مساجد تقسیم کنیم خود به خود پی به اضافی بودن مساجد می بریم . اگر فرض کنیم که جمعیت جناح 6 هزار نفر است و تمام افراد هم نماز خوان هستند و علاقه زیادی به نماز جماعت دارند متوجه می شویم که یک مسجد دارای تعداد اندکی از نمازگزاران می شود.
با این تفاسیر آیا صرف هزینه های گزاف برای مساجد و آن هم در این شرایطی اسراف و هدر دادن پول نیست.
اگر ما واقعاً بفکر بدست آوردن ثواب هستیم بیاییم جماعت مسجد را زیاد کنیم نه اینکه بر تعداد خود مساجد بیافزاییم زیرا وجود مساجد متعدد هیچ گونه انگیزه ایی در جوانان برای نماز خواندن ایجاد نمی کند و آن هم در زمانی که وسایل نقلیه برای همه مهیاست و هیچ نیازی به نزدیکی مساجد به خانه ها وجود ندارد. ما می توانیم با صرف درصد اندکی از این هزینه ها مراکز آموزشی ، فرهنگی و تفریحی خود را گسترش دهیم تا با این کار بر آگاهی و علم افراد بیافزاییم و یا حداقل از ولگردی جوانان در خیابانها جلوگیری کنیم بنحوی که خود جوان به آن درجه از شعور و تکلیف دست یابد که خود را موظف به رفتن به مسجد کند.
یا اینکه جای ساختن یک مسجد می توان حداقل حدود 10 تا 15 خانه مسکونی ساخت و آن را به جوان کم درآمدی داد که سالیان سال از نداشتن مسکن رنج می برد. خداوند خدمت به بنده خود را مقدم بر هر چیزی می داند. آیا این کار خدمت به خلق خدا نیست؟ آیا ثواب این کار بیشتر است یا ساختن یک مسجد در بیابان با صرف میلیونها پول بی زبان و آن هم در شرایطی که بیشتر اوقات نماز بدون جماعت است.
البته در این مورد خود خیّر را نمی توان مقصر دانست چون اغلب ایشان در خارج از کشور زندگی می کنند و از نیازهای مردم نا آگاهند ولی در این بین انگشت اتهام ما رو به کسانی است که بعنوان واسطه و یا مشاور و از افراد مورد اعتماد خیّر بحساب می آیند و خیّر نیز با توجه به اطلاعات داده شده ازاین افراد در مورد چگونگی صرف پول تصمیم می گیرد. این اشخاص نیز باید بر وظیفه خود واقف بوده و نیازهای اصلی جامعه را به خیّر منتقل کنند و او را متقاعد سازند تا پول خود را در جایی صرف کند که واقعاً مورد نیاز مردم است تا با این کار اجر و ثواب او نیز تباه نشود.
امیدواریم خیّرین محترم که به طور حتم از شعور و فرهنگ بالایی هم برخوردارند در آینده انفاق خود را با توجه بیشتری ادا کنند.


