اگر نوشته ای من باب نقد و بررسی خطبه های نماز جمعه در این وبلاگ نگاشته شود ، چون خارج از خیطه ی تخصصی نویسنده است ممکن است چندان به مذاق علما و متولیان دینی شهر خوش نیاید اما موضوعات قابل بحث در خطبه که عموما مرتبط با مسائل اجتماعی جامعه و به طریقی یک نوع اطلاع رسانی عمومی محسوب می شود ، ایجاب می کند به عنوان حداقل یک نوع نظر شخصی خدمت خوانندگان ارائه گردد.
در هر حال اگر فرصتی فراهم شود تا هر هفته بیانات ایراد شده امام جمعه و یا هر عالم دیگری که بر منبر مسجد جامع قرار می گیرد از سوی دوستان علی الخصوص همشهریان وبلاگ نویس و سایر قلم بدستانی که به هر حال صاحب نظر و اهل قلمند به بررسی و کنکاش کشیده شود می تواند به نحو قابل ملاحظه ای در ارتقا سطح علمی خطبه موثر باشد.
البته نباید از نظر دور داشت پیشرفتی که امروز در ارائه خطبه های نماز جمعه نسبت به سالهای گذشته دیده می شود. اگر پارسال در همین موقع خطیب محترم هفته ها موضوع خطبه را به شست و شوی میت اختصاص داده بودند اما امروز می بینیم که بعنوان مثال امام جمعه لااقل گذرا نگاهی دارد به تحولات لبنان و دولت فواد سنیوره.
نمی دانم آیا می شود و جایز است برخی از تحولات تاریخ هزار و چند ساله اسلام و برخی از اصولی که امروز بنام اسلام تحلیل و روایت می شود به نقد و بررسی کشاندیا خیر؟ اما آنچه این هفته امام جمعه محترم در مورد اسلام و دموکراسی به آن اشاره نمودند و ادعای آنکه اسلام عین دموکراسی است (اینکه با چه عدله ای می توان به اثبات رساند) خود بحث مفصلی را می طلبد.
اصول اولیه دین مبین اسلام در رابطه با اصل دموکراسی از آنجاییکه به اطلاعات جامعی در مورد علوم اسلامی از جمله تاریخ اسلام نیاز دارد از حیطه تخصصی ما خارج است اما دین اسلامی که اکنون توسط علمای امروز تبیین و تفسیر می شود به جرات می توان گفت که در آن نمی توان چندان رابطه ی محسوسی با دموکراسی متصور شد. (البته باید نوع نگرش از دموکراسی با توجه به معانی متعدد آن را نیز مدنظر قرار داد)
امروز اگر می بینیم ، سخنوران دینی به کرات از پیشرفت علمی و تکنولوژی مدرن سخن می رانند و دستیابی به آن را از وظایف لاینفک هر مسلمان قلمداد می نمایند اما در آن روی سکه و در عمل در ورود همین تکنولوژی پیشرفته همچون سدی ممانعت می کنند.
از دید ایشان اینترنت و ماهواره و سایر زیرسیستم های ارتباط جمعی ، همان ابزار شیطانی است که از غربیان بی دین در جهت اغفال جوانان مسلمان برنامه ریزی ، هدایت و کنترل می گردد با چنین تصوری چطور می شود انتظار داشت اسلامی آزاد اندیش را به دنیا معرفی کرد. مگر اینترنت و ماهواره از جمله رسانه های درجه اول در ایجاد و بسط فضای آزاد و تبیین دموکراسی نیست؟ چطور می شود با کنار زدن یکی از بدیهی ترین ابزار رسانه بین المللی از فرهنگ اسلام ، مدعی آزادی اندیشه و بیان شد؟
تا همین اواخر که تازه اولین زمزمه های ورود اینترنت به کشور ما و حتی منطقه دورافتاده ی خودمان به گوش می رسید چنان تبلیغات سوئی از جانب اسلام گرایان تندرو نسبت به آن ایجاد می شد که تصوری که از آن در ذهن ها شکل می گرفت همچون وسیله ای بود مبتزل و ضد دین و مذهب.
همچنانکه در گذشته ، قضایای مربوطه برای موارد دیگری همچون ماهواره و حتی ویدئو و تلویزیون و ... هم صادق بوده است. متاسفانه عادتی است که هر گاه تکنولوژی مدرنی پا به عرصه وجود می گذارد ابتدا از سوی علمای دینی رد و تحریم می گردد و بعد از سالها که کشور های غربی (به قول ما بی مذهب) از آن استفاده کرده و کاملا آب دیده و پیشرفته شدند تازه وارد بازارهای جهان اسلام می شود (البته به زور و از روی ناچاری) و باز هم فاصله ای بر عقب ماندگی ما افزوده می شود.
بالاخره اینکه داعی دموکراسی بودن دنیا امروز اسلام چندان نمی شود با چنین صراحتی قابل اثبات باشد.
اینبار همشهری خوش ذوق ، اوضاع و احوال شهر جناح را در قالب کاریکاتور در وبلاگ گروهی جناح قرار داده است.
دیدنش خالی از لطف نیست.
کلیک کنید www.janahblog.blogfa.com

پیشگامی شهر جناح در یک دهه کذشته از لحاظ خیابان کشی و ساخت معابر شهری امتیاز ویژه ای است که در این دوران نسبت به شهرهای همجوار برخوردار بوده است. اما اکنون با گذشت 7-8 سال، خیابان ها همان خیابان اما پر چاله ، گودالهای عمیق ، آسفالت کنده شده و با حواشی رنگ باخته ، در واقع به قولی نمی شود همچون گذشته سری بالا گرفت و به مدرنیته بودن شهرمان افتخار کرد.
چگونه می شود پیشرفت و امکانات شهری خود را به رخ دیگران کشاند وقتی بلوار ورودی شهر آنچنان وضعیتی نامناسب و ناهموار دارد که وقوع هر نوع خطر احتمالی که منجر به خسارت به خودرو آن هم در سرعت عادی گردد پیش بینی می شود.
شرمندگی و افسوس تنها احساسی است که به ما بعنوان شهروندان پر ادعای جناحی غالب می گردد وقتی معروف و زبانزد هر بیگانه ای شده است که در ورود به شهر جناح سرعت را به حداقل ممکن کاهش دهید که مبادا به خودرو آسیبی وارد شود..
طرح نابخردانه مخابرات نیز مزید بر علت شده است که در طرحی ضربتی و به بهانه حفر کانال فیبر نوری خیابان های جناح را اینچنین به روز سیاه نشاند. بر طبق گفته ها ، مخابرات برای بازسازی خیابانها بودجه ای میلیاردی تقدیم شهرداری جناح کرده است که با این بودجه هنگفت نه تنها می شود کانال های حفر شده را همچون اول بازسازی کرد بلکه می شود کل خیابان های جناح را کند و مجدد از نو ساخت.
هفته ها مردم جناح خطرات احتمالی گودال و کانال های با عمق چند متر ، لودر و گریدر وسط خیابان و کارگران جارو بدست را با جان ودل خریدند که شاید خیابان های جناح وضعیتی بهتر از گذشته پیدا کند.
اما افسوس ، اکنون که طرح نیمه کاره مخابرات به پایان رسیده است چرا دیگر خبری از بازسازی به چشم نمی خورد. بودجه میلیاردی را چه شده است؟
تا کی باید با ریسک بالای پنجاه درصد خانواده خود را به خیابان فرستاد.
ما را چه به میدان پر زرق و برق وقتی خیابان های ما وضعیتی اینچنین دارد ...
باید دید شورای محترم شهر جناح در ادامه خواب خرگوشی چه برنامه ای برای بهبود وضعیت شهرداری در نظر دارد.....
نوروز امسال ، همچون پارسال و پیرارسال و چندین سال گذشته اگر برای مردم جناح چندان تفاوتی با روزهای دیگر سال ندارد اما فضای ورزشی جناح با برگذاری مسابقات فوتبال در این روزها حال و هوای دیگری دارد.
اما آنچه در این میان قابل ذکر است رابطه نابسامان باشگاه های چندگانه فوتبال است. جای افتخار دارد که در شهر کوچک ما چهار ، پنج باشگاه ورزشی با امکانات مجزا در حال فعالیتند ، اما بیشتر از آن جای تاسف دارد که چرا این چنین نابسامان و ناهمگون و پر حاشیه.
اختلافات در جامعه ورزشی ما به حدی است که تیم های مطرح فوتبال ما از رویارویی با همدیگر در مناسبات گوناگون ابا دارند. نمونه بارز آن عدم دعوت باشگاه بهزیستی از تیم های همشهری در تورنمنت مهندس فرهاد قادری است..
اختلافات و تعصبات کورکورانه در ورزش ، بدون شک نتایج منفی نه تنها برای ورزش بلکه برای فرهنگ جامعه بدنبال خواهد داشت.
مقابله با این معضل ، هر چند بطور مستقیم از وظایف مسئولین و دست اندرکاران باشگاههای مورد نظر محسوب می شود اما باید در نظر داشت که مسئولین و داعیان فرهنگی ما که همیشه و در همه جا سنگ به اصطلاح فرهنگ سازی را بر سینه می زنند موظفند برای بازگشایی و حل اختلافات اقدام نمایند.
هر چند ، مسئولین همیشه و در هر حال قضیه ورزش را جدا از مقوله فرهنگ و توجه به آن را بدور از فرهنگ سازی قلمداد می کنند اما اکنون که تعصبات ورزشی به اختلافات قومی و طایفه ای دامن می زند و مردم جامعه ما را بیش از پیش به منجلاب اختلاف سوق می دهد ، باید کاری کرد.
موسسه اندیشه جناح بعنوان یک نهاد فرهنگی می تواند در حل معضل فوق پیش قدم باشد. هر چند دست اندرکاران موسسه بیم دارند از اینکه خود را وارد مسائل اختلافی نمایند اما به هر حال اگر مسئولین اندیشه نظر مساعدی بر موضوع فوق الذکر داشته باشند پبشنهاد می شود جلسه ای به بهانه تقدیر از پبشکسوتان ورزشی جناح همچون مراسمی که در تقدیر از عزیزان فرهنگی برگزار گردیده است ، برای گردهمایی مسئولین ، بازیکنان و هواداران باشگاه های جناح برگذار کنند. این جلسه بهانه ای می شود برای نزدیکی هر بیشتر مسئولین باشگاه ها در رفع سوء ظن ها و اختلافات موجود.
|
نتایج انتخابات مجلس(بندرلنگه بستک پارسیان) | |
|
احمد جباری |
50788 |
|
سیدعبدالله حسینی |
33993 |
|
دلوار |
1883 |
|
بخرد |
364 |
|
کل آراء |
87028 |
|
نتایج انتخابات مجلس (شهر جناح ) | |
|
احمد جباری |
۱۲۵۴ |
|
سیدعبدالله حسینی |
۱۴۰۰ |
سید شاید به فکرش هم خطور نمی کرد که در یک جدال انتخاباتی دو نفره اینچنین مقهور شود.
سید جان...
قشنگ تر و آبرومندانه تر بود اگر بعد از بیست سال با دست خود کرسی مجلس را به دیگری واگذار می کردید.
اما اکنون که به ناچار ، مجبور به ترک خانه ی می شوید که به حتم بیش از نیمی از عمر خود را در آن گذرانید به نظر می آید آن ارزش سال ها حضور در مجلس را به نحو چشم گیری کم رنگ نمایاند.
البته یک روز باقیمانده به انتخابات شایعه ای مبنی بر کنارگیری حسینی از انتخابات بگوش می رسید با آنکه این خبر سریعا از ستاد مربوطه شدیدا رد شد اما در صورت درستی خبر آنچه حسینی را از کناره گیری منصرف کرد اصرار وابستگان و طرفدارانش بود. پرواضح است که جناب نماینده در این سال هر چه کرده برای دوستان و کله گنده های منطقه بوده است. باید هم از کناره گیری اسپانسر و حامی اینان که همچون سپری در برابر قوانین دولتی تلقی می شد ناخرسند و ناراضی باشند.
اکنون که مردم شهرستان های بندرلنگه بستک و پارسیان چهره ی جدیدی را به خانه ملت معرفی کرده اند می بایست در ارتباط با نماینده در جهت دستیابی به حقوق خود راهی در پیش گیرند به نحوی که چون گذشته جباری نیز همچون حسینی مجلس را خانه ی ابدی خود تلقی نکند.
دوروز از اعلام شروع تبلیغات مجلس هشتم شورای اسلامی می گذرد....
سیدعبدالله حسینی و احمد جباری ..... سایرین ناشناخته...
الحق و الانصاف و بقول بسیاری از دوستان در قحط الرجال مطلق بسر می بریم.
سید عبدالله حسینی با بیش از بیست سال حضور در مجلس شورای اسلامی ( منطقه ای با این وسعت ، 3شهرستان و نمی دانم فلان عدد بخش و روستا و...) کسی نیست که همتراز با ایشان ، حتی قدرت رقابت داشته باشد.
این است اوضاع و احوال ما
جناح خودمان را با این همه ادعا ، یک دوره شده که کاندیدی در جمع کاندیداتورهای مجلس داشته باشد؟. گذشته از آن شهرستان بستک که به پیشانی فرهنگی استان هرمزگان معروف و مشهور است کمتر از نیم قرن است که امورات خود را با یک نماینده می گذراند.
جای بسی تاسف است .... احساس حقارت کمترین حسی است که به ما بعنوان شهروندان شهرستان های بندر لنگه ، بستک و پارسیان دست خواهد داد.
سید عبدالله حسینی را در این مدت چه کرد و یا چه می توانست بکند ، بماند ، به هر حال به نظرم ایشان دین خود را به مردم منطقه ادا نموده اند.
بگذارید زمینه را برای حضور نمایده ای دیگر فراهم نماییم.
اما افسوس و صد افسوس که نه حسینی کنار می رود و نه جانشین و کاندیدی شایسته ای در مهد فرهنگی هرمزگان یافت می شود.
باید فکری دگر کرد........
در ضمن همشهریان عزیز می توانند گزینه مورد نظر خود را در نظرسنجی انتخابات مجلس هشتم که در قسمت فوقانی این وبلاگ (در قسمت تبلیغات) ایجاد شده است عنوان نمایند.
(قسمت دوم) ادامه از مطلب گذشته
و اما موسسه اندیشه....
حضور جمعی از اساتید ، بزرگان و فرهنگیان در این موسسه ، توقع و انتظارات را از عملکرد این عزیزان متناسب با اهداف اولیه موسسین این نهاد و در راستای شعار و تبلیغاتی که از سوی موسسه ارائه می گردد صد چندان می نماید.
حال که موسسه ای است با نام اندیشه ، چه خوب است که اندیشمندانه در اعتلای فرهنگی جامعه کوشا باشند. قطعا اندیشه تنها اعضای محدود موسسه و بدور از افکار و عقاید سایرین نمی تواند چندان چنگی به دل زند.
بطور حتم پذیرش افکار گروه های مختلف تاب و تحملی دو چندان می طلبد علی الخصوص اگر برخلاف جریان مورد نظر باشد. چیزی که کمتر در شخصیتهای فرهنگی موسسه به چشم می خورد.
وقتی نقدی کوچک ، آنهم در یک وبلاگ ساده ی اینترنتی ، هیئت امنا و هیئت مدیره موسسه را در جلسه ماهانه وادار می کند نویسنده و منتقد را شناسایی و مورد محاکمه قرار دهند چه توقعی می شود داشت از اندیشه ای که در جهت معکوس عمل کند.
با این طرز تفکر ، تلاش و فعالیت ، کار بسی نابخردانه و بدور از آداب فرهنگی است. پذیرش نقد و انتقاد و همچنین پذیرش افکار و آراء دیگران از ساز و کارهای اولیه چارچوب یک نهاد فرهنگی و فکری است که هیچگاه با سرجا نشاندن افکار مخالف و شکستن قلم ها میسر نخواهد شد.
اما به هرصورت ....
ما هم به نوبه خود زحمات فعالان موسسه را در ارتقاء فرهنگ شهر ارج می نهیم. حال که این موسسه در برنامه های آتی خود اهدا ف نیکی را دنبال می کند و سعی دارد امسال نیز همچون پارسال جشنواره ی دانشجویی در قدردانی از دانشجویان بر پا نماید امیدواریم بتواند کمبودها و نقوصی که به فراوانی در اولین برگذاری جشنواره محسوس بود بر طرف نماید.
امروز در ابتدای اسفندماه 86 و در آستانه سال جدید شمسی دو سال از آنچه در این وبگاه اینترنتی نگاشته شد می گذرد. با ورود به سومین سال از حضور جناح 83 ، اکنون بر طبق آمارگر سایت ، آمار حضور بازدیدکنندگان به بیش از بیست هزار نفر رسیده است.
با توجه به آنچه در این مدت و بخصوص در این سال گذشت طلب می کند نگاهی گذرا بر رویدادهای واپسین و متعاقبا گذری کوتاه بر نوشته های این وبلاگ و انتقاداتی که چه بجا و چه بقول بعضی از دوستان نا بجا ، چه از سوی نویسنده و چه با نظر خواننده در خطاب به مسئولین ، ادارات و شخصیتها ی به اصطلاح مطرح جامعه شد داشته باشیم.
آنچه در این بین قابل تامل و ندبر است عکس العمل نچندان معقول آقایان در برخورد مسائل مطرح شده است.
حتمی خاطر حضور عزیزان خواننده است که...
در مرداد ماه سال جاری ، مطلبی در انتقاد از ساخت مسجد صلاح الدین ایوبی اینگونه ارائه گردید که چه ضررورتی دارد سرمایه ای این چنین در بین خانه های نیمه ساخته حیف و مال گردد. بر خلاف آنچه تصور می شد علمای دوراندیش ما بجای پاسخی درخور و مناسب و یا ارائه تحلیلی شایسته قبل از آنکه ناملی بر مطلب ذکر شده داشته باشند ، بجای اینکه بخواهند که بدانند نوشته ی نویسنده چه می گوید در پی نویسنده ی نوشته بودند بطوری که برخی از همشهریان عزیزمان در خارج از کشور به نوعی ما را به صفت اسلام ستیزی نیز ملقب نمودند.....
در اوایل سال 86 بعد از اینکه شهردار یزدی ، هوای وطن به سرشان زد و شهرداری را به لقایش بخشید ، اعضای محترم شورا چند ماهی را دربدر در جستجوی شهردار ، گزینه های مختلفی را زیرورو کردند و دست آخر گزینه محمد سعید دستپاک با اکثریت آراء با 4 رای مثبت و یک رای ممتنع به شهردار جناح منصوب نمودند. در واقع همین هم نکته آغاز حملات انتقادآمیز طرفداران پرشماری بود که با انتخاب شورای جدید ، عملی بر خلاف انتظارات خود می دیدند.
اگر بشود آن را یک ناشیانه گری به اصطلاح حرفه ای نامید اما آنچه بیشتر از همیشه شورای ما را بی روح جلوه می نمایاند عدم اطلاع رسانی حتی به قیمت یک سخنرانی خشک و خالی در مسجد جامع است. حال که حدود یک سال از شروع بکار شورا می گذرد شاید مردم ما حتی اسامی ایشان را هم از یاد برده اند...
به هر حال انتظار کوچک مردم جناح از شورای محترم ، شفاف سازی و پاسخ به سوالات و مشکلاتی تلمبار شده ای است که در این چند مدت بی پاسخ مانده است.
ادامه دارد


